سلامنوشته اصلی توسط bahar_t
من شرمندم نمیدونم چیزی گفتم که شما اینجوری برداشت کنید بالاخره من اشتباهاتی کردم و اینجا هستم
برای شنیدن اونها تا بدونم چرا اینجوری شد.
ورزشکارای حرفهای بعد از شکست سنگین بارها و بارها فیلم شکستشون رو میبینند و همین میشه زمینه قهرمانی.
تمام نظرات دوستان رو ده ها بار خواندم و هر دفعه نکتهای جدید رو برداشت میکنم.
اون مورد اس ام اس یک نمونه بود هرچند متوجه شدم بودم خیلی مذهبی نیست، البته همیشه به این حساب میذاشتم
که شاید من زیادی (مثلا) مذهبی هستم.
من یک نظری دارم نمیدونم درسته یا نه ولی فکر میکنم یک مقدار تفاوت در زندگی لازمه.
متاسفانه مادر من بسیار از خودم من احساسی تر هست تنها کسی در خانواده که احساساتی نیست پدرم هست من
نمیدونم چرا به پدرم نرفتم. چون پدرم کلا یک آدم بیخیاله.
من هم آرزوی برآورده شدن آرزوهای شما رو از خدا دارم
خدا حافظ شما
دوستان بعد از یک ماه از تموم شدن این ماجرا
حالاتم خوبه، خیلی سعی کردم که درست بشه و خداروشکر خوبم فقط یک نکته:
در روز یکی دوبار انگار یک چیز داغ روی تنم بریزن یاد اون میافتم ولی سریع و گذراست. (واقعا بدنم داغ میشه)
تو این مدت برای آروم کردن خودم کارهای زیر رو کردم:
تمام چیزهایی که به یادش میافتم رو از بین بردم، از اس.ام.اس - ایمیل - عکس ...
هر روز تقریبا یک ساعت پیاده روی میکنم در جاهای شلوغ اوائل توی این پیاده روی
موسیقی آرام گوش میدادم ولی بدترم کرد ولی الان با اعتقاداتی که دارم فقط قرآن
گوش میدمخیلی آرومم میکنه حتی این جسارت رو پیدا کردم تمام
مسیرهایی که با اون میرفتم رو تنهایی برم و الان دیگه برام عادی شده. تمام موسیقی هایی
که در زمان اون گوش میدادم پاک کردم کلا موسیقی باکلام گوش نمیدم حتی عطری که در
اون زمان میزدم عوض کردم.
از مطالب توی این سایت هم خیلی استفاده میکنم و نظر و درد و دل های دوستان رو میخونم
مشکل اینه که من این خانم رو توی اداره میبینم و چیزی که هست از وقتی این ماجرا رو
تموم کرد من هیچ نظری تا حالا بهش ندادم فقط همون اس ام اس که گفتم بخشیدمت
کلا عادت دارم کسی بهم حمله میکنه سریع جوابشو نمیدم این عادت شخصیتیم هست.
و تاحالا بعد از یک ماه چیزی در مورد این ارتباط بهش نگفتم ولی خیلی دوست دارم بگم
یعنی تمام چیزهایی که برداشت کردم. البته خانم سرافراز این مساله رو بهش اشاره کردند.
نه برای چه میدونم برگشتن یا هرچیز دیگه میخوام فکر نکنه یک هنوز رویای منه. که نه بعد
از تموم شدن که از همون بروز رفتارها دیگه متوجه شده بودم ولی توان تموم کردن نداشتم.
ممنون میشم راهنمایی کنید
**********************
سعادت، لمس عشق خداست













علاقه مندی ها (Bookmarks)