چرا مهریتو بخشیدی؟
چرا بچتو بخشیدی؟
چرا خانوادتو پس زدی؟
چرا ازش شکایت نکردی بخاطر بودن با یه زن دیگه؟
چرا گذاشتی زندگیت خراب شه؟
چرا جلوش وای نستای؟
چرا تو هم نزدیش؟
اینا همه سوالاییه که باید از خودت بپرسی شایدم هر روز هزار بار میپرسی اما دیگه چه میشه کرد؟ گذشته گذشته!!!!
الان فقط میتونی حال خودتو خوب کنی
و همیشه هم بدون آدمهایی مثل همسر سابقت هیچ وقت تو زندگیشون موفق نیست و آرامش ندارن
در ضمن هرگز هرگز دخترتو تنها نزار
برو درخواست حضانت بده تا نه سالگی میتونه پیشت باشه
نگران خرج و مخارجم نباش
چون پدرش باید نفقه شو بده تو اون مدت
یکم از خودت جرات نشون بده
تو این مدتیم که دنبال کارای حضانت دخترتیه
رو خودت و رفتار جراتمندانه کار کن رو خوردن و خوشحال بودن دخترت یه مادر شاد میخواد یه مادر پر انرژی
الان اینجوری فکر کن و این سوالا رو از خودت بپرس
چگونه خدا رو تو زندگیم حس کنم
چگونه شاد باشم
چگونه گذشته رو ببخشم !!! یعنی خودتو ببخشی
چگونه دخترمو کنارم داشته باشم
چگونه خودم و دخترمو خوش بخت کنم
نزار همسر سابقت به دروغ به دخترت بگه رهاش کردی ...برو و دخترتو به دست بیار
از نظر حقوقی نمیدونم میشه یا نه ولی اگه من بودم هر کاری میکردم که همه حق و حقوقمو از اون مرد بگیرم
حتی مهریه و نفقه اون مدت
دخترت الان حق تو است به هر طریقی هست به دستش بیار هم به خاطر خودت هم به خاطر اون
دیگه بیشتر از این به خودت ظلم نکن با خانوادت صحبت کن و بگو میخوای حقتو بگیری و به حمایتشون احتیاج داری










علاقه مندی ها (Bookmarks)