من نیازی به ناز کش ندارم.دوستان خواهش می کنم هر چی تو ذهنتونه بیاین بگید.رودروایسی که نداریم.خدا می دونه اولش قصد نداشتم این پست آخرمو بیام بزارم.چون دوستان گفتن بگو چرا حالت بده اومدم اینجا گفتم.ولی اگه منظورت پستای قبلیه به عنوان دقت کن نیومدم بگم چه مشکل بزرگی دارم.فکر کردم می تونم زندگیمو بهتر کنم.اگه مشکلای کوچیک ناراحتتون می کنه ببخشید.
نمی بخشمشون به خاطر اینکه یه لحظه از ذهنم گذشت گفتم ای کاش این دائیش شوهرم بود. می فهمی این خودش نهایت مشکله.
اما فامو یه قانون هائی هم خدا داره.اینکه خدا گاهی به اندازه ظرفیت هرکس بهش مشکل میده.منم ظرفیتم کمه.من یه چیزو بزرگش می کنم.خدا خودش از ظرفیت کمه من آگاه بوده.شایدم هر که درین بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند.من مقرب نیستم که مشکلام کوچیکه









علاقه مندی ها (Bookmarks)