تقریبا پشت سر تمام یا اکثر ترسای ما فکرای غلط وجود داره . فکرای کاملا وارونه .
طرز تفکر ما پر از هیچ و هیچ کس و هیچ جا و هرگزه .
مثلا هیچ کس نباید با من مخالفت کنه ، هیچ کس نباید منو تحویل نگیره ، هیچ اتفاق منفی و بد نباید برای من بیفته . من هیچ وقت نباید متضرر بشم ، من هیچ وقت نباید شکست بخورم ، من هیچ وقت نباید مسخره بشم ، من هیچ وقت نباید خراب بکنم ، من هیچ وقت نباید کوچیک بشم ،من هیچ وقت نباید بهم بی احترامی بشه و خیلی از این هیچ وقتای دیگه .
حالا چرا ما اینقدر ایده آل به خودمون نگاه می کنیم و از خودمون توقع داریم ؟
چون هر کدوم از این اتفاقات اگه برای ما بیفته توطرز فکر ما علامت اینه که من بی عرضه ام . من شایستگی لازم رو ندارم . من خوب نیستم به اندازه کافی و مثل بقیه .انگار مهر تاییدی می خوره بر احساس خودکم بینی و حقارتی که داریم .
هر وقت که میخواهیم اقدامی انجام بدیم و کاری بکنیم معمولا این افکار میاد و ترسای شدید تو ما ایجاد می کنه و باعث میشه نتونیم تصمیم بگیریم و نتونیم اقدام لازم رو انجام بدیم . پشت این افکار ترمز می کنیم و همونجا میمونیم و نمیتونیم جلوتر بریم . راه حرکت بسته میشه . یخ میزنیم و فریز میشیم و قدرت هر نوع حرکتی ازمون سلب میشه . تنها وقتی میتونیم اقدام کنیم که مطمئن باشیم که هیچ خطری مارو تهدید نمی کنه . مطمئن باشیم که آبروم صد در صد حفظ میشه . ضرر و خسارت و شکستی در کار نباشه .
ما بد عمل کردن و اشتباه کردن و کامل نبودن رو پیوند داده ایم با ارزشی که داریم . فکر می کنم اگه نتونیم خوب باشیم و بهترین باشیم و کاملا خوب و درست عمل کنیم علامت اینه که ما بدردنخور هستیم و بی لیاقت و بی ارزش هستیم . نمیتونیم این دوتا رو از هم جدا کنیم .
هر جا کم و کسری بوده و هر جا عیب و ایرادی بوده فوری اولین فکری که میاد سراغمون اینه که اشکال از منه و من مقصرم و من بد عمل کرده ام . بد عمل کردن و اشتباه کردن هم که معنیش این میشه تو فضای ذهن ما که بی ارزشیم و بدردنخوریم و بی عرضه ایم و مایه خجالتیم و از بقیه کمتر و حقیرتریم .
اگه این ارتباط قوی و محکمی که تو ذهن ما بین اشتباه کردن و خوب عمل نکردن و کامل نبودن با بی ارزشی و حقارت وجود داره، از بین بره ، خیلی راحت تر می شیم و خیلی راحت تر اقدام می کنیم . ترسامون کمتر می شه .
الان احساسات مختلف ومکالمات ذهنی خودت رو که درهنگام مواجهه با این مشکل داری رو موشکافانه برای خودت بنویس خیلی کمکت می کنه تا از شر این افکارمزاحم راحت بشی واقدام کنی. بطور مثال:
موقع درخواست کردن از دیگران این فکر به ذهنم میادکه، تو نباید با مطرح کردن درخواستت موجب ناراحتی و ایجاد دردسر برای دیگران بشی . تو این حقو نداری . تو این اندازه ارزش و اهمیتو نداری . تو نباید مزاحم طرف بشی . اون از این رفتار تو خیلی بدش میاد که بخوای براش دردسر درست کنی . اون تو رو طرد می کنه . از دستت ناراحت میشه . تو اصلا حق نداری اونو ناراحت کنی . تو در این حد و حدود نیستی . تو نباید پا رو از گلیم خودت درازتر کنی . یا این فکر که اون اصلا تو رو مهم نمیدونه . تو ارزشی پیش اون نداری . اون خیلی مهمتر و با ارزشتر از توئه . تو آدم بیخود و نابلد و بچه ای هستی








علاقه مندی ها (Bookmarks)