سلام دانا جان
به نظر من خواهر شما اول باید کمی رو خودش کار کنه و خودشو وایده آل هاشو بیشتر بشناسه و ثانیا مشخص کنه که هدفش از ازدواج چیه و اصلا چرا اینقدر عجله داره؟ مسلما اگه کمی صبر پیشه کنه موقعیتهای بهتری هم نصیبش خواهد شد و اما در مورد هم دانشگاهیش فکر میکنم اگه به کل فراموشش کنه خیلی به نفعشه چون چنین آدمی که شما وصفش کردید معیارهای خوب ومناسبی برای ازدواج نمیتونه داشته باشه و اصلا به نوعی مریضه و نیازمند درمانهای طولانی مدت داره مگر اینکه خواهرتون خلاف این نظر رو داشته باشه و اسیر احساسات بشه و واقعیت رو نادیده بگیره و تن به ازدواج عجولانه واحساسی با اون بده که بعدش هیچ عاقبت خوشی برایش نخواهد داشت. پس بهتره کمی منطقی و عاقلانه فکر کنه و عاقبت اندیش باشه و به آینده و بعدترها هم نگاهی داشته باشه و زود و عجولانه تصمیم نگیره .اما در مورد پسر اقوامتون باید بگم که ازدواج اجباری هیچ نتیجه ی خوبی در بر نداره و بهتره خواهرتون رو از این بابت تحت فشار قرار ندید چرا که بعدا دودش تو چشم خودتون خواهد رفت. نمونه های زیادی از ازدواجهای اجباری و نتایج ناخوشایندی که در پی آن دامنگیر خانواده ها شده رو تو جامعه دیدین و شنیدین و تو روزنامه ها خوندین.
برای تو وخواهرت آرزوی خوشبختی می کنم.