بچه ها من هیچ وقت دست همسرم رو موقع رانندگی نمی گرفتم چون توی رانندگی خیلی جدی و مقرراتیه و من می ترسیدم اگه دستش رو بگیرم احتمال داره دستش رو بکشه که مبادا حواسش پرت بشه ....
تا اینکه چند وقت پیش که اومد خونه گفت که دلم گرفته و پاشو بریم بیرون یه هوایی عوض کنیم و توی راه که از حرفهای دلش می گفت ناخودآگاه دستش رو برای اینکه آروم بشه گرفتم و گفتم که همه چی درست میشه عزیزم که یهو دستم رو محکم گرفت و گفت این حرفهات خیلی بهم نیرو می ده مخصوصا الان که دستت رو محکم گرفتم یه لحظه متوجه شدم که راست میگه اون دست منو محکم گرفته و من اصلا باورم نمی شد چون از این قضیه همیشه می ترسیدم و حتی تا موقعی که به مقصد برسیم دستمو ول نمی کردچه احساس قشنگی بود
![]()







چه احساس قشنگی بود
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)