زندگی 2 زوج که میشناسم رو خلاصه میگم .
1-
مرد در یک حادثه رانندگی سوخت .
به قدری که تمام صورت و موهاش سوخت.انگشتاش به هم چسبیده بودن و...
من وقتی برای اولین بار دیدمش حالم بد شد .شاید اگر شب میدیدمش میترسیدم .
اوایل میگفتم چطور همسرش حاضر شده با این زندگی کنه .بعد از مدتی که وارد زندگیشون شدم دیدم زندگی خیلی خوبی دارن .بعدها نظرم عوض شد .حتی از مرده به خاطر اخلاق خوبش خوشم اومد .
2-
یک زوج که هر دو از نظر ظاهر در سطح خیلی خیلی خوبی بودن .ولی زندگیشون از جهنم هم بدتر بود .
پسر معتاد شد .دختر داشت دیوونه میشد (اگر 1 هفته دیرتر طلاق میگرفت قطعا این اتفاق میافتاد) .خانواده ی دختر همگی عصبی شدن .پدرش سکته کرد و...
همش به خاطر اخلاق بد مرد.
(هميشه ازهمسرم درمقابل ديگران دفاع ميكنم)










علاقه مندی ها (Bookmarks)