RE: از مادرشوهرم متنفرم!
سلام بچه ها.خوبین؟
سبکتکین جون خوبی؟
ببخشید دیر جواب دادم.متاسفانه خیلی وقت کم میارم.چند روز پیش با شوهرم رفته بودیم خیابون ،بعد از تموم شدن خریدمون شروع کرد به اصرارکردن که بیا بریم خونه مامانمینا، اولش یه کم بهانه اوردم که لباسام خوب نیستنو خستم و.....(ته دلم شدیدا میترسیدم) اما با دیدن پافشاری و خواهش وتمناهاش بالاخره رفتم و تقریبا سه!!ساعت اونجا بودیم.که البته قرار بود فقط نیم ساعت بشینیم.
تمام مدت دعا میکرم باز الان مامانش یه چیزی نگه اعصابمو بهم بریزه که خوشبختانه حرف خاصی نزد! ولی اعصابم از دست کارهای شوهرم خورد شده بود
اما خیلی رو خودم فشار اوردم و هیچی نگفتم
،حتی بعد از برگشتنمون به خونه.
حالا خدا کنه دیگه هرهفته باز ازم نخواد که برم اونجا
[align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...[/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)