منم دقیقاً نظر شما رو قبول دارم جناب حامد دانشجو. از قضا من و شوهرم دوستی خیلی محدودی داشتیم که صد البته خودمونم خواستیم اینطوری باشه و از همون اول مادرش می دونست اما من گذاشتم بعد از یکسال که مطمئن شدم این انتخابمه به مادرم گفتم و اون هم به پدرم گفت تا اینکه بعد از 6 سال اومدن خواستگاری. البته قبول دارم که باید دختر و پسر اون ظرفیت رو داشته باشن تا این دوستی به ضرر کسی نباشه و منفعت هم داشته باشه و کاملاً شاید حق داشته باشید چون آدمهای با ظرفیت کم پیدا میشن.
در ضمن از همون سال اول قرار بود سال دیگه اش بیاد خواستگاریواقعاً بعضی اوقات موقعیتها اجازه رسمی شدن به آدم نمیده. مثلاً اگه شوهرم که الان خانواده ام با کمال میل منو تقدیم ایشون کردن اگر 4 سال پیش میومد جلو جنازه ام رو هم رو دوشش نمی انداختن. اما من قبول دارم رابطه ما یک استثنا بوده و در دورو بر خودم حتی یک مورد هم اینطوری با حساب و کتابش رو ندیده و فکر نکنم ببینم اما همیشه فکر میکردم که میشه و دست خود طرفینه.
چشم آقا حامد 65 دیگه توی تالار موافقت نمی کنم با دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج. اما تو رو خدا خیلی جبهه نگیرید راجع به این موضوع من اصلاً قانع نمی شم که این دوستی ها بده. من به شخصه با دوستی دختر و پسر مخالف نیستم اما با ایجاد رابطه جنسی چه کامل و چه سطحی اش قبل از ازدواج بسیار مخالف و متنفرم.
ببخشید ستاره جون توی تاپیکت خیلی پر حرفی کردم اما آقای حامد 65 راست می گن پسری که قصد ازدواج داشته باشد خواستگاری می آید مخصوصاً با توجه به سن ایشون







واقعاً بعضی اوقات موقعیتها اجازه رسمی شدن به آدم نمیده. مثلاً اگه شوهرم که الان خانواده ام با کمال میل منو تقدیم ایشون کردن اگر 4 سال پیش میومد جلو جنازه ام رو هم رو دوشش نمی انداختن. اما من قبول دارم رابطه ما یک استثنا بوده و در دورو بر خودم حتی یک مورد هم اینطوری با حساب و کتابش رو ندیده و فکر نکنم ببینم اما همیشه فکر میکردم که میشه و دست خود طرفینه.

علاقه مندی ها (Bookmarks)