سلام
یادمه تو همسایگی ما یه خانومی بود که سه تا پسر داشت و از شوهرشم جدا شده بود پسراش بزرگ بودن
بعد یه مدت یه آقایی به خونشون رفت و آمد میکرد که وضع مالیش خوب بود و برای پسراش کار دزست کرد و
موقعیت سربازیشونو جوور کردو اینا که بعدا فهمیدیم شوهر صیغه ای این خانومه ...
این آقا خودش زن و بچه داشت و به گفته خود خانوم همسایه مشکل اصلی آقا با خانوم خودش بد اخلاقی بود
این خانوم که زن صیغه ای بود همیشه همیشه آرایش داشت و و مرتب و منظم بود هر وقت آقا میومد خونشون
نمیدونم چطوری مدیریت میکرد که پسراش کاملا به اون مرد احترام میذاشتن قبولش داشتن و بش توجه میکردن
چون زن صیغه ای بود و مرده هم خانوادش نمیدونستن نمیتونسن با هم گردش و تفریح و جایی برن اما همیشه
کنار هم شاد و آرووم بودن هفته ای یکی دو بار که آقا میومد خونش با بچه هاش کلی وسایل جمع میکرن میرفتن
رو پشتبوم خونشون و پیک نیک برگزار میکردن ...
من با خوندن داستانت یاد این خانواده افتادم و اینکه خانومه با اینکه صیغه ای بود همیشه شوهرشو بدرقه میکرد تا دم ماشینش و کلی موقع خداحافظی باش حرف میزد همیشه هم میومد دم در استقبالش و با اینکه مرد اخلاقش خیلی تند بود و حتی تو کوچه چند بار باش دعوا کرده بود خانوومه همسایه همیشه آروم بود و گاهی فقط حرص میخورد اما اون مرد همه زندگیش خانواده اصلیش بودن و فقط هفته ای یکی دو بار پیش این خانوم بود اونم به نظر من فقط برای پر کردن خلا هایی که داشت و تفریح !!!
تازه بعد یه مدت به این خانوم همسایه گفته بود من از بد اخلاقی زن خودم سیر شدم اومدم سراغ تو اما تو اخلاقت از اونم بدتره !!!
حالا از این حرفا قصدم این بود که یه مرد الویتش همیشه با خانواده اصلیشه فقط باید صبر کنی و رفتار درست...
اما خوب گاهی ممکنه زن صیغه ای یا زن دووم خیلی خوب و صبور باشه
و زن اصلی همش دعوا و تندی کنه
خوب خودت جای اون مرد بودی ترجیح میدادی پیش کی بمونی؟؟؟
پس مهم اینه که تو و بچه هات خوب رفتار کنید و مرد خونتونو جذب کنید همیشه از بچه هات بخواه حامی پدرشون باشن مقابلش نیاستن بزرگ نگهش دارن ...بچه هات سلاح تو هستن برای حفظ زندگیت اما نه با جنگ و دعوا و توهین بلکه با مهر و محبت و علاقه و همین که اون زن صیغه است یعنی تو یه مرحله جلویی وگرنه راحت میتونس عقد دائم شه و زن دووم








علاقه مندی ها (Bookmarks)