با تشکر از همه دوستان
این چند روز مطالب شمارو خواندم ولی انقدر شرمنده بودم اکه تصمیم داشتم دیگر وارد سایت نشوم
از گفته های خودم شرمنده و پشیمانم
از همه بیشتر پیش خدای خودم شرمنده ام و امید دارم مرا ببخشد.
از اینکه در مورد دختری که به من اعتماد کرده است و جواب مثبت داده است این طور صحبت کردم از خودم خجالت می کشم.
تصمیم داشتم دیگر چیزی ننویسم ولی بهتر دیدم مشکل را حل کنم و ادامه بدم .
من نگفتم عقد کردیم نامزد هستیم.
از صحبت دوستان متوجه شدم اکثرا من را فردی شهوت پرست و ظاهر بین می داند در حالیکه من چنین فردی نیستم و ظاهر برایم در حد معمول اهمیت دارد
و این طور نیستم
چند ملاک کلی برای ظاهر در نظر داشتم
1.چون خودم یکم اضافه وزن دارم ،دوست داشتم همسرم لاغر باشد
2.می خواستم چشم و ابرو مشکی باشد.
3.می خواستم قدش از من حداقل 10 سانت کمتر باشد.
4. هیچ یک از اجزای صورتش عملی نباشد .
من فقط همین معیارهای ظاهری برایم مهم بود.و به چیز دیگری فکر نمی کردم.
فرشته مهربان متشکرم از پاسخ گویی شما
درست است دچار تعارض شدم ،مطالبی که ارسال کردید رو خواندم
مزایا و معایب انتخابم رو نوشتم .در مورد هر دو انتخاب هم نامزدم وهم همکار جدیدم
و نمره دادم ،به نکات منفی ازدواج با همکارم به این دقت فکر نکرده بودم (با توجه به صحبت یکی از دوستان که برایم جنبه های منفی رو مشخص کرده بود
خیلی از جنبه های منفی فکر کردن در مورد همکار جدیدم برام روشن شد )
برای مثال ممکن است بگوید با حجاب می شود و چادر می پوشد ولی بعدا این کار رو نکند.
یا امکان دارد به هیچ وجه مادر من چنین دختری را به عنوان عروس نپذیرد.
می خواهم یک جمله بنویسم که بتوانید شرایط و مشکلات من را درک کنید
من از ابتدا که به خواستگاری همکارم رفتم هم ظاهرش وهم اخلاقش را پسندیدم
و مادرم و خاله ام ایشون را بی حجاب دیدن و از زیبایی ایشون برای من گفتن
گفتن دختر ساده و خوش لباسی است و موهای مجعد و زیبایی دارد دقیقا با این جمله ایشون رو توصیف کردن
خرمن گیسو بود موهاش.
منم به سلیقه انها اعتماد کردم ولی وقتی رسما نامزد شدیم و بیشتر بهش نزدیک شدم ،متوجه شدم اون تصویری که مادرم و خاله ام از ایشون ساخته بودن ،درست نبود و زیبایی ایشون در حد متوسط هست و خود نامزدم به من گفت که مادرتون در مورد من چی می گن؟من هم گفتم مادرم گفتن شما موهای بسیار زیبایی دارید.نامزدم هم خندید و گفت بله خیلی ها این را به من می گن از جهاتی مثبت هست و از جهاتی هم منفی،من موهای پر پشتی دارم برای موی سر خوب است و برای بدن بد!من هم گفتم خوب بدن که اصلاح می شود و مشکلی نیست .
گفتن پوست بعضی قسمت های بدن حساس هست و اگر اصلاح شود جوش می زند و بد می شود.
شاید اگر خودش به مساله مو و جوش اشاره ای نمی کرد من انقدر این موضوع برام بزرگ نمی شد.
چند روز بعد سر کارم در حالیکه بسیار پکر بودم و در این فکر بودم که از نظر زیبایی نامزدم در حدی نیست که من می خواستم (منظور بنده مشخصا دو موردی هست که گفتم و مشکل دیگری وجود ندارد)
همکار جدیدم سر یک موضوع کاری با من صحبت کرد من همیشه با ایشون کار می کردم و همیشه از نظرم دختر زیبایی بود ولی هیچ وقت احساس علاقه مندی به ایشون نداشتم و به نظرم خیلی ریزنقش بود و مثل فیل و فنجان می ماندیم.
در ان روز تا به کنار صندلی من امد انگار تمام خون بدنم جوشید اومد تو سرم.
هیچ وقت چنین مساله ای برای من ایجاد نشده بود،و از همان روز احساس کردم به ایشون علاقه دارم.
ولی هر چه فکر می کنم ما با هم جمع نمی شویم .ایشون از نظر پوششی خیلی ضعیف هست و اصلا در خانواده ما چنین پوششی قابل قبول نیست،همچنین فکر می کنم همان طور که من متوجه کمر باریک و .....ایشون می شم ،به خاطر نوع پوششون دیگران هم متوجه این زیبایی ها می شن و من نمی تونم این رو بپذیرم .
خیلی از خدا خواستم کمکم کند تا بتونم منطقی فکر کنم و به معصومیت نامزدم فکر کنم و به این که خدا در همه حال ناظر ماست ولی باور کنید این احساسات در کنترلم نبود.
ولی با نمراتی که به انتخاب خودم دادم نمره نامزد من از ایشون خیلی بالاتر شد.
به هر حال من تصمیم دارم نامزدم را خوشبخت کنم با او بمانم
اگر راه حلی برای حل مشکلاتش وجود دارد ،حتما به درمان فکر می کنم واگر راهی نبود ایشون رو همین طور که هست می پذیرم و به قول یکی از دوستان به سمت زنان دیگر سر نمی خورم









علاقه مندی ها (Bookmarks)