به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 17 , از مجموع 17

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 22 مرداد 91 [ 19:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-15
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    1,073
    سطح
    17
    Points: 1,073, Level: 17
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    217

    تشکرشده 219 در 79 پست

    Rep Power
    0
    Array

    خسته از خوب بودن

    سلام دوستان
    خسته شدم از این که باید همیشه خوب باشم همش میگن مریم تو خیلی خوبی پس اینکارو بکن تو خودت مسئولیت پذیری از عهده مشکلاتت بر میای تو هیچ وقت به خطا نمی ری ما به تو اعتماد داریم دوستام میگن مریم تو خیلی پاکی تو هیچ وقت گناه نمیکنی تو دختر خانمی،هستی تو پاکی بابا منم ادمم و جایزالخطا همیشه میترسم از این که یه وقت خطا نکن یه وقت راهو غلط انتخاب نکنم بعد این همه زحمت و اعتمادو که بهم دارن از دست بدم همش ازم توقع خوب بودن دارن فقط تو خونه نیستا تو جامعه هم همینجوری این خوبه ادم همیشه خوب باشه ولی خوب ،دیگران هم باید با تو خوب باش مثلا شنبه گفتم بریم سینما مامانم گفت نه اومده 5شنبه ای خواهرم گفت بریم سینما من از امتحان امده بودم و کلی خسته بودم مامانم گفت خوب برو دل خواهرتو نشکن ،یا همین دیشب انتخاب واحدمون بوده ولی هیچ کس از دوستام بهم نگفته بود اشکال نداره ولی تو این اوضاع که من فهمیدم انتخاب واحدمه مامانم میگه راستی مریم انتخاب واحد علی (داداشم ) کی؟و بعد هی سرزنش که میخواستی حواستو جمع کنی خوب من تازه امتحان اخریو 5شنبه دادم همیشه فاصله بینش بودخوب یادم نبوده،یا اینکه عقد خواهرم من از صبح تو سالون بودم و سفره عقد خواهرمو با کلی گل ارایی و میوه ارایی و( همه کفشون بریده بود)تا ساعت 5تازه خودم دوییدم رفتم ارایشگاه نمیدونید چه قیافه ای شده بودم بعد خواهرم تو مراسم عقدش میگه مریم تو چه جور خواهری هستی واقا داماد میگه یکی از پاپیونای رو در ماشین کنده شد خیلی بد شد(اخه ماشینشونو هم من پاپیون زدم و پر بادکنک کردم)یا وقتی مهمون داریم من خانه رو تمیز میکنم و میزو من میچینم کلا من تو اشپز خونه سر میکنم مثل پیشخدمتا یا اگه تو دانشگاه جزوه ندم میگن تو بچه خر خونی ومیخوای فقط نمره خودت خوب بشه یا چقدر عقده ای هستی ازاین جور حرفا منم همیشه قاطعانه جواب میدم اگه کامل نباشه میگم و اگه کامل باشه خوب دوست دارم که بدم بهشون ولی نه اینکه دیگه جزومونبینم یا اگه ازشون جزوه خواستم ندن ادم هرسش میگیره موارد زیادن یکی دیگم بگم مثلا من یه مدته که خیلی بهشون میگم منو ببرید پیش روانشناس و چیزی اما انگار نه انگار میگن تو خیلی هم خوبی میدونید فقط روی اینکه چرا من زیاد میام تو اینترنت وتوچه سایتی میرم حساسن ،احساس میکنم برا مادر و پدرم و خواهر برادرم مادری میکنم خسته شدم اینکه این کارارو میکنم خوبه و احساس خوبی از انجامش دارم ولی اینکه دوست دارم دیگران هم منو تا حدودی درک کنند چه راه حلی دارید تا بتوانم کاری کنم دیگران درکم کنند؟ ممنون میشم پاسخ دهید.راستی بابت طولانی شدن و پراکنده گویی عذر میخوام
    ارادتمند شما :مریم و بابا لنگ دراز

  2. 5 کاربر از پست مفید مریم و بابا لنگ دراز تشکرکرده اند .

    مریم و بابا لنگ دراز (چهارشنبه 19 بهمن 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:50 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.