الان ۳سال هست که منتظر اجازهٔ من که بیاد خواستگاری،همهٔ معیارهایی رو که من برای همسر آیندم در نظر دارم رو داره،ولی من به هیچ وجه نمیتونم بین اون و خانوادم یکی رو انتخاب کنم،البته یه چندبار دنبال کار در محدوده اطراف ما هم بود ولی خوب میدونید که کار خیلی سخت گیر میاد.میدونم که پدر مادرم هم حتما با این ازدواج موافقت میکنن و مشکلی ندارن، ولی نمیدونم با دل خودم چه کنم،
دیروز که بهش گفتم دلم طاقت نمیاره بیام اونجا، فک کنم بهش برخورد،بهم گفت پس اگه نمیای اینجا ادامه یه همچنین رابطهای اشتباهه،، یعنی دوسم نداشته که الان بد از ۳سال حمصهین حرفی زده؟؟؟؟!! من احساس میکنم واسه پیدا کردن شغل اطراف ما کم تلاش کرد. رابطمون خیلی صمیمی بود . در حدی بود که حتا وسایلای خونهای رو که داشت میساخت همرو من انتخاب میکردم









علاقه مندی ها (Bookmarks)