ممنونم
بابا من اگه یکی مثل شما rain rain و حامد عزیز تو فامیل داشتم دیگه غمی نداشتم .
کم کم داشتم ناا مید میشدم فکر میکردم فقط من اینجوریم و یه حس بدی داشتم .
حامد عزیز منم دلم برات تنگ شده بود و تاپیک تو رو مطالعه کردم در مورد ریاضی شرمنده من شارژی نبودم وگرنه می خواستم کمک کنم چون خودمم این مشکلو داشتم و در مورد بازی دادنم قصه ها داره بماند در مورد خودم نبود(دختری که برادرم ساده لوحمو (از این نظر باهات موافقم) بازی داد)
rain rainعزیز واقعا با هات موافقم من چه قدر غافلم انگار یادم رفته که این کارهارو برا رضای خدا انجام میدمو بس و برا همینه که لذت داره انجام دادن این کارا چون برا یه مزد واقعی و معنوی انجام میشه نه برا اینکه کسی بخواد جبران کنه.
مشکل منم اینه که نمی خوام کسی جبران کنه فقط میخوام اگه کاری ام انجام دادم برخورد ادما معمولی عادی باشه تشکر نکند ولی دلم نشکونند.
بازم ممنون ممنون .....










علاقه مندی ها (Bookmarks)