سلام عزیزان.امیدوارم حال همتون خوب باشه.
دوستای خوبم، من قبلا خیلی خیلی زیاد بخاطر اینجور رفتارای مادر شوهر و خواهر شوهرم حرص میخوردم و بینهایت عصبی شده بودم. مادر شوهر منم مثل مادر شوهر دوست خوبم ستاره قطبی یه جورایی به زور میخواست منو مجبور کنه با تک دختر حسود و دوبهم زنش دوست باشم. اتفاقا خواهر شوهر منو هم همه ی اعضای فامیلشون خوب میشناختند و باهاش قطع ارتباط کرده بودند.
درهر صورت کاری که خود من واسه نجات زندگیم انجام دادم و خداروشکر یه مدته خیلی آروم شدم همون رفت و آمد کمتر بود که به دوستم توصیه کردم. از وقتی هم که با بچه های خوب تالار آشنا شدم خیلی سعی میکنم کمتر روی رفتاراشون حساس بشم. خداروشکر فکر میکنم توی این زمینه خیلی موفق بودم چون حداقل فعلا خانواده شوهرم دست از عیبجویی و بهانه گیری واسه من برداشتند و رفتند سراغ بقیه.........![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)