بچه ها من فقط می خواستم یه چیز بگم. عملاً نمیشه مادرشوهر رو از زندگی فاکتور گرفت اما لااقل بیاین در ذهن خودمون و تو فکرامون ازش فاکتور بگیریم. آخه تا کی می خوایم زندگیمون رو فدای یکی دیگه کنیم. بذارین اون کار خودشو بکنه. من خیلی وقته که دیگه به متلکهای مادرشوهرم بها نمیدم. یعنی دیگه نقطه ضعف نشون نمیدم. وقتی می بینه ناراحت نمیشم دیگه نمیگه. می خوان پسرشون مال خودشون باشه. بذارین باشه. با خنده بگین ارزونی خودتون . ما چیکارش داریم. اونه که با ما کار داره.... بذارین همسرتون خودش شما رو انتخاب کنه. نشینین بد مادرشونو بهشون بگین. چون فقط فکر می کنه مادری که براش زحمت کشیده گیر عجب عروسی افتاده و از شما زده میشه. به خودتون بچسبین. به آرزوهاتون. بسه دیگه ...چقدر غصه می خورین. اونا اصلاً یادشون هم نیست. این شمایین که دارین عذاب می کشین. من خیلی وقته که دیگه اصلاً فکرمو و وقتمو به مادرشوهر اختصاص نمیدم. خیلی فکرای بهتر دارم بکنم. بی خیال مادرشوهر








علاقه مندی ها (Bookmarks)