به نظر من در ذهن هر کس انواع خاص نه یک نوع خاصی وجود داره. برای همین می نونیم جذب چند مدل خاص بشیم. اما سلیقه از دو جا نشات میگیره: یکیش اکتسابیه یکیش ذاتی. یعنی شما یک سلایقی ذاتی داری اما به مرور زمان در حین بزرگ شدن ممکنه مثلا یک شخصیت یا افرادی در اطرافت به نظرت شخصیتهای جالبی بیان و از خصوصیات اخلاقیشون خوشت بیاد و چهره اونها برات جذاب قلمداد میشن و بعدها اگر کسی در شکل و شمایل اونها ببینی ابتدا جذب میشی.نوشته اصلی توسط خارپشت
مثالش در موارد عادی می تونه این باشه که شما ممکنه ذاتا از بوی گل خاصی خوشتون بیاد (سلیقه ذاتی). حالا فرضا در یک اتفاقی گلی به شما داده شده که خاطره زیبایی برای شما ساخته (یعنی جو اطراف، اون گل رو برای شما معنادار کرده) بعد از اون هر وقت بوی اون گل به مشامتون برسه به خاطر خاطره خوبی که از اون داشتید اون بو هم براتون فرح بخش میشه. در مورد فاکتورهای زیبایی هم همینطوره.
اما در مورد اولویت به نظر من هر کس دیدگاه متفاوتی داره. شما با توجه به شخصیت خودتون باید این اولویت رو مشخص کنی. اما در کل میگن معیارهای ظاهری رو باید اول بپسندی اما پسندیدن به معنای بسته شدن چشم عقل نیست . بلکه تنها به معنای پذیرش هست و بعد معیارهای دیگه. اما ظاهرا بعضی افراد وقتی ظاهر رو بپسندن دیگه یعنی باطن به دنبال ظاهر هست و باطن رو هر جور باشه حتی اگر نپسندن می پذیرن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)