با سلام. بحث جالبیه اما می خواستم بگم این طوریا هم که شما میگین نیست. مگه این همه دانشجو که با هم ساده ازدواج می کنن چی کار می کنن؟ موضوع اینه که خیلی از مردا با بهانه اینکه ما الان موقعیت ازدواج یعنی همان خانه و ماشین و خرج عروسی و اینها را نداریم، می خواهند از زیر بار ازدواج و مسئولیت ناشی از ان در بروند و نهایتاً بگویند پس بهتر است فعلاً نیازمان به صورتهایی مانند ازدواج موقت، دوستی و ... برآورده شود تا فشار ناشی از آن مشکل زا نباشد. نخیر. این طورها هم نیست. خانمها خیلی خیلی از اینی که نمی گویید با معرفت تر و اندیشمند تر هستند. بلا استثنا به هر دختری بگویی من شما را خوشبخت خواهم کرد حتی اگر شده بیستون را بکنم به شما بله خواهد گفت. البته اگر واقعاً زور بازویی در شما ببیند و جربزه شما برایش ثابت شود. اینقدر هم مملکت را به ریشخند و استهزا نگیرید. هرچه باشد اینجا وقتی کسی در گوشه ای دست کمک دراز می کند یکی دستش را می گیرد اما در خارج چه. اکثر ایرانیانی که آواره خارج شده اند جز خفت و خواری کار دیگری گیرشان نیامده. پس اینقدر خارج خارج نکنید. خود من دو سال بیشتر نیست که ازدواج کرده ام. همسرم در اول ازدواج هیچ نداشت. تنها کارگر بود و من به احترام عرق جبینش و همتی که در او دیدم بله گفتم. من به اخلاق و مهربانی او بله گفتم چون غیر از این هیچ نداشت. حالا هم بعد از دو سال هم خانه آپارتمانی در بهترین نقطه شهر داریم هم ماشین داریم هم بچه داریم و مخارجش را به بهترین وضع تأمین می کنیم. چرا؟ چون هر دو قانع بودیم و معنویات برایمان مهم بود نه مادیات. علاوه بر این کمک به دیگران هم سرلوحه رفتار همسرم بود و همین برکت مالمان شد. خواهشاً اینقدر زندگی را غول نشان ندهید . ازدواج در عین سادگی خیلی بهتر از دوست بودن با جنس مخالف در رفاه است. حالا دوباره بیاین طومار ردیف کنید و بگویید اتنا خانم تو شعار می دهی و اراجیف بهم می بافی ..!








علاقه مندی ها (Bookmarks)