عزیزم اول از همه بپذیر که با اومدن بچه وظایفت بیشتر میشه اما این به اون معنی نیست که شما و همسرتون دیگه مثل سابق نباشید فقط یک مدت یک تا دو سال روند زندگیتون تغییر می کنه. و خوشبختانه اگر روابط شما و همسرتون الان خوبه خوب اومدن بچه یعنی به اشتراک گذاشتنن یک تجربه جدید با هم و وقتی با هم این تجربه رو داشته باشید این تجربه کمک می کنه به اینکه به هم حتی نزدیکتر از قبل بشید. شاید نتونی مثل گذشته هر روز دوش بگیری ولی هر روز با همسرت به فرزندتون می رسید. الان این چیزها برات لذت بخشه و اون زمان اولویتهایی که برات لذت بخشند تغییر می کنه.
خوشحالم که روابطت رو با همسرت خوب کردی. فرض کن الان قراره با همسرت برید یک کوهنوردی . خوب قبلش با هم هماهگ می کنید و نگرانیهاتون رو بازگو می کنید و برای هر کدوم تصمیماتی می گیرید و راهی پیدا میکنید. الانم بچه دار شدنت یک کار گروهی هست . ترس هاتو با همسرت بازگو کن. از اون هم بخواه تصوراتش رو از اومدن بچه و اتفاقاتی که قراره بیافته بازگو کنه. و با هم این کار گروهی رو مدیریت کنید. از لوازم و لباس های نوزاد گرفته تا شب بیداریهاش، تا دکتر بردنهاش ،تا زمانهایی که شما برای استراحت نیاز داری تا براورده کردن نیازهای همسرت. همه موضوعات رو با هم هماهنگ کنید تا با اسودگی بچه دار بشی.
تمام سوالاتت رو هم می تونی اینجا بپرسی. من سعی می کنم با توجه به مطالعاتی که داشتم و تجربه خودم جواب بدم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)