کاملا احساس خنگی میکنم... من راهکارهایی که شما نوشتین رو میام امتحان کنم ولی انگار روی من جواب نمیدن مثلا برای تغییر نگرش وقتی میخوام تصمیم بگیرم عادت های بدم رو دونه دونه جدا کنم و بذارم کنار جای خالی حس میکنم بیشتر دلم میخواد زودتر از این اعتماد به نفس و عزت نفس پایین نجات پیدا کنم مثلا به خودم میگم نباید دیگه ضعف نشون بدم و اینو گذاشتم توی عادت های بدم ولی وقتی میخوام جای اینو با یه چیز خوب پر کنم چیزی ندارم که جاش بذارم یعنی مرتب این به فکرم میاد که رضا که منو نخواست من دوست داشتنی نبودم که ولم کرد کسی دوستم نداره احساس ضعف و ناتوانی میکنم فکر میکنم نتونستم به قدر کافی خوب باشم بعد میشینم به این فکر میکنم که ایرادم کجا بود و فکر میکنم کجا کم گذاشتم من که هرچیزی گفت بهش چشم میگفتم هرکاری میگفت براش میکردم چی شد که دیگه بهم دلبستگی نداشت نکنه از اول منو نمیخواست و من اشتباه فکر میکردم و و و انقدر میشینم به این چیزا فکر میکنم که کله م سوت میکشه و اصلا یادم میره میخواستم چی کار کنم... بلد نیستم حتی درست فکر کنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)