خیلی خوشحالم که توانستید تصمیمی عاقلانه بگیرید .نوشته اصلی توسط r969
خودتون گفتید که قبل از هر کاری خوب فکر کنیم ،چشم،ولی با خودتون بگید چرا این همه تاپیک درباره همین موضوع دختر و پسر ها تو تالار هستش که همه اونها خیلی بهتر از بزرگترها جواب سوالاشونو میدونند ،و میدونند بهترین کار قطع ارتباط های عاطفی است که هیچ منطق و اصولی اونو دنبال نمیکنه قصدم سرزنش کردن شما نیست خیلی ها هستند مثل من وشما که درگیر همین احساسات بودن ولی مهم کنار امدن با اونه،به نظرم من شما میتونستید بدون ایجاد وابستگی به قول اقای مدیرابتدا مراحل اولیه رو طی میکردی بعد مطمئنا چنین احساس دلکنده بودن رو نداشتید به نظرم بایید بگیم تورو خدا اول ببینید شرایط ازدواجو دارید یا نه؟بعد ببینید طرف مقابلتون همونی هست که می خواهید؟بعدم خواستگاری ،خواستگاری من نمیدونم چرا همه نسبت به این خواستگاری حس بدی دارن به خدا قرار نیست خواستگاری هرکی رفتیم با اونم ازدواج کنیم تازه قرار بشناسیم طرف مقابلو
بعدام همون رابطه احساسی قشنگ شما سعی نکنید احساساتتونو سرکوب کنید این حال روحی شما رو بدتر میکنه سعی کنید به این احساساتتون یه جور دیکه نگاه کنید و از این احساساتتون برای ایجاد یک رابطه منطقی و احساسی در اینده استفاده کنید تو جه کردید اول منطق رو اوردم بعداحساس یعنی ابزار احساسات پایه و اساس هر رابطه عقلانی است که به ازدواج ختم میشه.افراد زیادی رو میشناسم به خاطر همین شکست های احساسی قبل از ازدواج نسبت به همسرشون سرد هستند .
موفق باشید وقتی افرادی مثل شما رو میبینم به خودم میبالم.![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)