به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 92

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 اردیبهشت 91 [ 21:38]
    تاریخ عضویت
    1390-11-14
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    1,137
    سطح
    18
    Points: 1,137, Level: 18
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    29

    تشکرشده 29 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: طولانی شدن قهر و به اجرا گذاشتن مهریه

    دوست عزیز سلام

    من از راهنمایی شما(فرشته ی مهربون) استفاده کردم و دوباره ایمیلی به ایشون با همون محتوایی که شما اشاره کرده بودین زدم. خداروشکر من به این مرحله رسیدم که عشق بورزم و با احترام صحبت کنم بدون اینکه توقع داشته باشم که زندگیم دوباره درست بشه و اینو دقیقا روزی که رفتم وسایلمو جمع کنم، فهمیدم.به اینصورت که هر چقدر همسرم و مادرش به من بی احترامی کردن کوچکترین جوابی ندادم و حتی تونستم با محبت سر حرفو با همسرم باز کنم. اما چند تا نکته تو ایمیلی که همسرم به من زده وجود داره که براتون می نویسم.

    - چرا روزی که من رفتم وسایلمو جمع کنم همسرم چندین بار گفت که همه چیز درست میشه اما حالا که توجهی از سمت من دیده(فرستادن ایمیل) دم از دیر شدن و ناامیدی میزنه.(چرا ا وقتی صدای اعتراض من بلنده و ازش فرار میکنم اون به سمتم می دوه و وقتی من به سمتش میرم ازم فرار میکنه)

    - همسرم باز هم تو ایمیلش حرف پدر و مادر من رو زده بود و اینکه روزی که بعد از دو ماه و از ترس اینکه مبادا من مهریمو به اجرا بذارم اومد دنبالم و پدر و مادر من رو التماس کرد و من قبول نکردم و نوشته بود که اگر سنگ هم میبود تو اون لحظه میترکید. چرا از هر فرصتی برای متهم کردن ادمای دیگه استفاده میکنه.در حالیکه این خانواده ی اون بودن که گفتن اقدام قانونی کنید و مارو نجات بدید.

    - همسرم به این نکته تاکید کرد که "من خودم هستم و خودم تصمیم میگیرم" و دلیل مردد بودن من رو راجع به اینکه خودش نیست و دیگران براش تصمیم میگیرن اینطور بیان کرد که: چون تو تا به حال من رو اینقدر مصمم و استوار ندیدی فکر میکنی خودم نیستم. در حالیکه روزی که رفتم وسایلمو جمع کنم استیصال و مردد بودن تو چهره اش موج می زد و حسابی ترسیده بود و حتی خودش تو ایمیلش نوشته یود که دو شب بعد از اون روز بیمارستان بوده.(ایا ادمی که در تصمیم گیری مصممه باید راهی بیمارستان بشه؟)

    - همسرم تو ایمیلش بیان کرده بود که روزی که من رفتم وسایلمو جمع کنم ایشون منتظر اشاره ای از سمت من بوده که تمام اون افرادی که تو خونه بوده اند رو بیرون کنه . چرا ایشون این انتظارو از من داشته؟ در حالیکه خونه رو اماده ی تخلیه کرده و تو این هفت ماه اجازه نداد که من وارد خونه ام بشم حتی کلید خونه رو از من گرفت.

    ضمنا الان همسرم اس ام اس داد که تهرانم یا شهرستان و من هم جواب دادم که شهرستانم ولی اگر اون بخواد میرم تهران و اس ام اس داد که میخواد منو ببینه.

    منتظر نظرات و راهنمایی دوستان خوبم هستم.




  2. 3 کاربر از پست مفید aftab-mahtab تشکرکرده اند .

    aftab-mahtab (سه شنبه 25 بهمن 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.