مي دونين بچه ها بذارين حرف دلم را براتون بگم شايد راحت تر بتونيد راهنمايي ام كنيد.
راستش من احساس مي كنم هنوز اونقدر از خود گذشته نيستم كه بتونم مادر باشم. فكر مي كنم مادر شدن خيلي از خودگذشتگي مي خواد. احساس مي كنم مادر به خاطر فرزندش از همه چيز خودش مي گذره.
نمي دونم مي تونم به خاطر اون عزيز دل از همه چيز خودم بگذرم يا نه آخه من خودم را از همه چيز و همه كس بيشتر دوست دارم.
تو دوران بارداري قبلي ام دقيقا اين را حس مي كردم و از خيلي چيزها حتي از خودم مي گذشتم ولي گاهي به خاطر اون گذشت اينقدر بهم فشار مي اومد كه مي زدم زير گريه. راستش را بخوايد دلم براي خودم مي سوخت.
تازه اون بارداري بود فكر مي كنم وقتي بچه به دنيا مي آيد از خودگذشتگي ها بايد 100 برابر بشه. نمي دونم مي تونم يا نه و اگه بتونم چقدر بهم فشار مي آيد؟
راستي يك سوال از چند ماه قبل از بارداري بايد به دكتر زنان مراجعه كرد؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)