ممنونم behesht عزیز
شرکتتون در این تایپیک منو خوشحال میکنه.بهم انرژی میده که کسایی به مشکلاتم اهمیت میدن و در رفع اونا همراهیم میکنه.
راستش این یک هفته رو هیچ کاری نکردم.به هیچ چیز فکر نکردم.
تصمیم گرفتم به همه چیز یکجا فکر نکنم و الکی خودمو افسرده نکنم .چون انژی مو میگیره.این هفته برا خودم بودم.سعی کردم کمی برا خودم وقت بزارم و تشویق کنم .
بعد 3 تا برنامه دارم که باید تا اخر بهمن ماه عملی کنم.و نندازم پشت گوشم.
1 :در یه کلاس ورزشی مورد علاقم (پلاتست ) شرکت کنم.
2: یه ماهی و یه گل کوچیک بگیرم و ازشون نگهداری کنم.درسته وقتی پژمرده یا میمیرن ناراحت میشن. ولی کاری نمیشه کرد همه چیز تو این دنیا فانی هستن.
3:از هفته ی بعد شنبه یه برنامه درسی بنویسم و در کلاس برنامه نویسی جاوا شرکت کنم .
میخوام کم کم برنامه ریزی کنم و اروم اروم و با برنامه پیش برم.
درسته اینا خیلی راحتن
ولی مشکل اینه که من نمیتونم برنامه هامو تموم کنم.زود دلم و میزنه وبرا همین میخوام قدم به قدم پیش برم.
امروز هم میرم مسافرت .
درسته 2 روزه هست اما مطمعنم خیلی بهم انرژی میده .
برام پست بزنین.خواهش میکنم تنهام نزارین .
راهنماییم کنین.برگشتم میخونم.
در پناه خدا بمونین
راستی یادم رفت بهتون بگم .
من با دختر عممه یه جورایی قهر بودم.قهر هم که نه دلخور بودم ازش که تو روزای سخت تنهام گذاشت.
اخه ما دوستای خیلی خوبی بودیم.اما 4/5 سال اینا دیگه رابطمون شکر آب بود.
اون رابطه رو تعمییر کردیم.
زنگ زدم و حرف زدیم.خیلی سخت بود برام ولی خودم پیش رفتم .
بعدش با دوستام خیلی راحت حرفامو میزنم/قبلا ها سعی میکردم با رفتارم بهشون نشون بدم که از کارشون ناراحت میشم.ولی الان 1 هفته هس که هر چی ناراحتم میکنه و یا بدم میاد و راحت و اروم میگم .و این باعث میشه که فکرم همش درگیر نباشه
یه جورایی سعی میکنم روابط اجتماعیمو هم ساده و خوب کنم.
و خیلی درگیر ه جزویات نشم.
حساسیت زیاد گ.شه گیرم میکنه و عصبیم.
اینم یکی از کارایی بود که انجام دادم.










علاقه مندی ها (Bookmarks)