به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 15 , از مجموع 15
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 17 آبان 92 [ 15:44]
    تاریخ عضویت
    1390-5-28
    نوشته ها
    80
    امتیاز
    1,952
    سطح
    26
    Points: 1,952, Level: 26
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    257

    تشکرشده 261 در 69 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی بی روح من

    نقل قول نوشته اصلی توسط tarfand
    عشق های اولی همیشه همین جورییه(معروفند به عشق های پاک)
    مثل شما زیاد هستند، یه نمونش خود من(البته بودم الان دیگه خیلی شادو خوشحالم )
    بنظرم الان دیگه ارزشی نداره بهش فکر کنی
    ...............
    ظاهر و باطن، چقدر باهم اختلاف داشتین؟خیلی زیاد .باید فکرش رو می کردم که احتمال تغییر عقاید ایشون خیلی زیاد هستش .
    لیک چون باید این دم گذرد,
    پس اگر می گریم
    گریه ام بی ثمر است.
    و اگر می خندم
    خنده ام بیهوده است.

  2. #12
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: زندگی بی روح من

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی

    مطمئنم كه اين مسائلي را كه ذكر كردي فشار زيادي برايت داشته و دارد. اگرچه ما همه فشارهايي را داشته ايم اما درك كردن ديگري واقعا سخت يا غير ممكن است.
    و حالا بازنگاري اين احساسات سخت تر و فشار آورتر هست. آنهم زماني كه تقريبا مطمئن هستي خودت بهتر از ديگران بر مسائلت آگاهي و احتمالا راهكاري نداري.
    مطمئن باش، ما حداقل كاري كه مي توانيم بكنيم انرژي گذاشتن و درك كردن شماست. اما ممكن است كاملا بر همه چيز شما اشراف نداشته باشيم ، لذا صحت نداشته باشد. برای همین از شما انتظار داريم با بازخوردهاي آرام خود اين تعامل را تا رسيدن به نتيجه مطلوب با ما داشته باشيد.

    ما از بچگي تمرين گسستن از مرحله اي و وصل شدن به مرحله اي را به اندازه ظرفيتمان تجربه مي كنيم. و اين لازمه رشد ماست.
    زمانی كه آغوش گرم و مهربان و شیر گوارای مادر را بايد ترك می کردیم در دل غم اين جدا شدن ،‌نويد ارضاء هاي جديدي از نيازهايمان نهفته بود .
    بزرگ شدنمان را به رخ نوزادان ديگر مي كشيد.
    از پستان مادر گذشتن، يعني باز شدن حلق ما به هزارن اشربه و اطعمه.
    مهم اين بود كه ما بتوانيم فهم كنيم غذا را ، مهم اين بود كه دندان داشته باشيم كه بجويم، مهم اين بود كه مخاط معده ما با غذا بيگانه نباشد.

    اين گسستن ها ادامه داشت. با جدايي ها. با مرگ مراحل قبلي هر زمان تولد مرحله اي نو بود.

    پدر و مادراني كه اجازه مي دادند فرزندانشان مزه ناكامي ها را كم و بيش بچشند به آنها غير مستقيم مي فهماندند كه ناكامي مرگ مطلق نيست. بلكه مي تواند افزايش گنجايش يك انسان و آماده سازي او براي بزرگ شدن را داشته باشد .

    كسي كه بتواند از پفك عبور كند،‌ از پستانك عبور كند، از عروسك عبور كند، از موبايل عبور كند، از ماشين عبور كند و ... در حال رشد كردن هست. اما اگر هميشه تصور كنيم عبور از هر مرحله با ارضاء و رسيدن كامل يه نيازهاي آن مرحله هست،‌اين اشتباه بنيادين هست.

    گاهي نيازها را تغيير مي دهيم، گاهي نيازهايی را كاهش مي دهيم ،‌گاهي مقابله مي كنيم، گاهي كامل ارضاء مي كنيم ، گاهي بازتعبير مي كنيم، گاهي به تاخير مي اندازيم و ..... همه اينها كام يا ناكامي ما در برابر نيازهايمان هست. و بزرگمان مي كند.


    اما اگر صرفا از كودكي بياموزيم كه بايد بر وفق مراد ارضاء شويم. بعدها متوجه مي شويم كه خلاقيت كمي در تعامل با مشكلات و نيازهايمان داريم يعني تك بعدي هستيم و فقط از يك طريق مي خواهيم آن را حل كنيم. (اين مي شود مشكل حاد).

    و اكنون شما در آستانه رهايش از يك پيله هستيد. و پرواز جديد
    تولدي جديد نه بر اساس نياز ديروزين خود، بلكه بر اساس قطع بند ناف خود و فراخي آفرينشي كه به عنوان يك انسان در پيش رو داريد.
    شما بين ماندن در لذت ديروز و اوج فردا مردد شده ايد.

    تجربه عشق مانند تجربه كردن مادر هست هنگامي كه در آغوشش آرميده اي.
    اما گاهي تصور مي كنيم ،‌اگر از دامان مادر بيرون بپريم ، به معناي از دست دادن آن است. به معني عدم فهم عشق مادريست.

    امروز شما از هر كسي كه تجربه عشق را نداشته باشد بالاتر هستي. اما اگر پاي خود را به گذشته گره نزده باشيد.
    عشق به ما پر پرواز مي دهد. نه اينكه هميشه با اين پرها سرگرم باشيم و با توصيف و ذكر و نوازش اين پرها لذت ببريم. بلكه عشق به ما ياد مي دهد كه با تجربه اش برويم. (قطع از خود و عبور از خويشتن).


    تو شيفته عشقي.
    تو از عشق ورزيدن به هيجان مي آيي.
    اگرچه موضوع عشقت اين آقاست.
    اما نبايد دچار اين اشتباه بنيادي شوي و عشق و معشوق را برابر بگيري.

    این عشق تجربه ایست که به وسيله اين معشوق تداعي مي شود . اما در روان شناسي این حالت يك شرطي سازي كلاسيك هست.
    يعني بايد توان داشته باشي. كه متوجه شوي عشق در درون فهم تو و در تك تك سلولهاي توست. و آنكه بيرون است و نام معشوق دارد، صرفا همراهي دارد با اين عشق تو و تداعي كننده هست.
    اين آقا عشق نيست. بلكه يك معشوق هست. و عشق درون توست.
    اگر اين آقا عشق بود، پس همه افراد عشقشان برابر بودبا اين آقا. اما مي بيني كه اين عشق درون تو شعله ور است.

    اگر بتواني بين عشق و مشعوق تفكيك قائل شوي. متوجه مي شوي آنكه ستودني هست تو هستي و تجربه عشقي كه داري.

    شايد اشاره ادبيات غني فارسي كه پر از توصيف و شرح عشق و عاشقي هست و در ظاهر هيچكدام به وصال نرسيده اند مي خواهد همين راز و سر را بگويد كه ،اين مجنون ، فرهاد و خسروها بودند كه عشق را آفريدند.
    و عشق آنها افسانه يك ملت شد و نقل شد، بدون آنكه همبستري در آنها باشد، يا وصالي صورت بگيرد.....

    عشقهايمان را بايد رشد دهيم. و تجربه كنيم براي بزرگ شدن.

    اگر عشقمان را با مصداقهایش برابر بگيريم و روي آنها قفل بزنیم . اين عشق به ما بالندگي نمي دهد. ميشود آينه دق. ميشود رنج مستمر، مي شود افسردگي، ميشود بيماري روان تني، مي شود افسردگي ، مي شود تخدير ....

    اما عشق كه تداعي اش با معشوق بوده است. خودش بزرگ است. خودش مستقل هست، خودش رشد دهنده است، خودش توليد كننده است، خودش غمگسار و غمسوز هست. عشق هرگز غمساز نيست.عشق فراتر از ترس هاست.
    عشق فراتر از ترس هاست.
    عشق خودكفاست.



    تجربه عشقت مبارك
    .



  3. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (یکشنبه 23 بهمن 90)

  4. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 04 فروردین 91 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1390-11-07
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    866
    سطح
    15
    Points: 866, Level: 15
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    119

    تشکرشده 118 در 36 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی بی روح من

    سلام.

    میگویند روزی شیطان تصمیم گرفت از كار خود دست بكشد .بنابراین اعلام كرد میخواهد ابزارش را با قیمتی مناسب به فروش بگذارد .پس وسایل كارش را به نمایش گذاشت كه شامل خودپرستی .نفرت .ترس .خشم.حرص.حسادت.شهوت.قدرت طلبی.و غیره......میشد.

    اما یكی از این ابزار بسیار كهنه و كار كرده به نظر میرسید و شیطان حاضر نبود كه ان را به قیمت ارزان بفروشد.كسی از شیطان پرسید:"این وسیله ی گران قیمت چیست؟"

    شیطان گفت:"این نا امیدی و افسردگی است."

    پرسیدند:"جرا این همه گران است ؟"

    شیطان گفت :"زیرا این وسیله برای من بیش از ابزار دیگر موثر بوده است .هر گاه سایر وسایلم بی اثر میشوند تنها با این وسیله میتوانم قلب انسان ها را بگشایم تا كارم را انجام دهم.اگر بتوانم كسی را وادارم كه احساس نا امیدی ویاس و دل سردی مطرود بودن و تنهایی كند میتوانم هر چه میخواهم با او بكنم .من این وسیله را روی همه انسان ها امتحان كرده ام و به همین دلیل كهنه است."

    راست است كه شیطان دو ترفند دارد كه یكی از آنهادلسرد كردن ماست و با این وسیله برای مدتی نمیتوانیم مفید باشیم .
    ترفند دیگر تردید انداختن در دل ماست تا ایمان ما نسبت به خدا و خودمان ضعیف بشود

    سالهای بسیار دور پادشاهی زندگی میكرد كه وزیری داشت.
    وزیر همواره میگفت: هر اتفاقی كه رخ میدهد به صلاح ماست.
    روزی پادشاه برای پوست كندن میوه كارد تیزی طلب كرد اما در حین بریدن میوه انگشتش را برید،وزیر كه در آنجا بود گفت: نگران نباشید تمام چیزهایی كه رخ میدهد در جهت خیر و صلاح شماست !
    پادشاه از این سخن وزیر برآشفت و از رفتار او در برابر این اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زندانی كردن وزیر را داد...
    چند روز بعد پادشاه با ملازمانش برای شكار به نزدیكی جنگلی رفتند. پادشاه در حالی كه مشغول اسب سواری بود راه را گم كرد و وارد جنگل انبوهی شد و از ملازمان خود دور افتاد،در حالی كه پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سكونت قبیلهای رسیدكه مردم آن در حال تدارك مراسم قربانی برای خدایانشان بودند، زمانی كه مردم پادشاه خوش سیما را دیدند خوشحال شدند زیرا تصور كردند وی بهترین قربانی برای تقدیم به خدای آنهاست!!!
    آنها پادشاه را در برابر تندیس الهه خود بستند تا وی را بكشند، اما ناگهان یكی از مردان قبیله فریاد كشید : چگونه میتوانید این مرد را برای
    قربانی كردن انتخاب كنید در حالی كه وی بدنی ناقص دارد، به انگشت او نگاه كنید !!!
    به همین دلیل وی را قربانی نكردند و آزاد شد. پادشاه كه به قصر رسید وزیر را فراخواند و گفت:اكنون فهمیدم منظور تو از اینكه میگفتی هر چه رخ میدهد به صلاح شماست چه بوده زیرا بریده شدن انگشتم موجب شد زندگیام نجات یابد اما در مورد تو چی؟ تو به زندان افتادی این امر چه خیر و صلاحی برای تو داشت؟!!
    وزیر پاسخ داد: پادشاه عزیز مگر نمیبینید،اگر من به زندان نمیافتادم مانند همیشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زمانی كه شما را قربانی نكردند مردم قبیله مرا برای قربانی كردن انتخاب میكردند، بنابراین میبینید كه حبس شدن نیز برای من مفید بود!!!

  5. 2 کاربر از پست مفید دکتر حسابی تشکرکرده اند .

    دکتر حسابی (دوشنبه 24 بهمن 90)

  6. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 17 آبان 92 [ 15:44]
    تاریخ عضویت
    1390-5-28
    نوشته ها
    80
    امتیاز
    1,952
    سطح
    26
    Points: 1,952, Level: 26
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    257

    تشکرشده 261 در 69 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی بی روح من

    ممنون از فرشته ی مهربان که این جملات زیبا رو نقل قول کردن
    ممنون از دکتر حسابی
    خیلی کمکم کردید
    لیک چون باید این دم گذرد,
    پس اگر می گریم
    گریه ام بی ثمر است.
    و اگر می خندم
    خنده ام بیهوده است.

  7. کاربر روبرو از پست مفید d r e a m تشکرکرده است .

    d r e a m (دوشنبه 24 بهمن 90)

  8. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 خرداد 91 [ 22:37]
    تاریخ عضویت
    1390-11-26
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    848
    سطح
    15
    Points: 848, Level: 15
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 8 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی بی روح من

    سلام من پرستو هستم.



 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.