سلام رومينا جان ... ممنون از حوصله اي كه به خرج داديد .. من به صورت گزيده اي پاسخ هايم رو براتون مي نويسم :
بارها اين روش امتحان شده .. عرض كردم كه اين روش براي خانم ها مثه جراحي سرپائي و مداواي سطحي مي مونه !کاملا ً موافقم... باید یه روز که همسرتون توی شرایط خوبیه ، همه چیزو صادقانه بهش بگین... همراه با هدیه و یه شاخه گل سرخ باشه خیلی زیبا میشه...![]()
بله قور زدن يه خصلت بد توي خانم ها كه منم باهاش آشنائي كامل دارم !راستی یادتون باشه غر زدن خانوم ها چیزی عادی هست!!!توی اکثر خانواده ها خانم ها غر میزنند. شما در حالی که به حرفاشون توجه می کنین ، هیچکدوم رو به دل نگیرین... هر وقت حرف ها طوری سوق داد که برگشتین سر خانه ی اول ، شما لازم نیست به بحث ادامه بدین و یا همون لحظه ثابت کنین که همسرتون اشتباه میکنه! چون هر تلاش شما در اون لحظه بی فایده است! گاهی وقتا با تسلیم شدن ، پیروزی از آن شماست! فقط بگین : " حالا من باید چیکار کنم تا این مسئله حل بشه؟ شما بگو تا من امرتون رو اجرا کنم! " اینطوری به حرفاش بها داده میشه...
هر بار كه ميگم حالا بايد چي كار كرد ميگه : به من چه ! خودت اين مشكل رو درست خودتم حلش كن ... من بيشتر احساس مي كنم كه اون فكر مي كنه من عشق دوران بلوغم رو بيشتر دوست داشتم ... !
معمولاً خونسرد برخورد مي كنم اما خدا نكنه از كوره در برم ....و یادتون باشه که یکدفعه تغییر نکنین ، آروم آروم سعی کنین اعتمادشو جلب کنین... البته خیلی بهتر بود ، همون ماه های اول زندگیتون این کار رو می کردین. ولی حالا هم دیر نشده. به حرف هاش توجه کنین ، بهشون اهمیت بدین. البته اگه اون دخترهای خیالی ذهنش رو به رخ شما کشید ، باید یه رفتار خاصی انجام بدین. یعنی یه جوری بهش بفهمونین که دیگه خسته شدین از این سوءظن ها.... البته قبلش باید ببینین که هر وقت این رو به رخ شما میکشه ، شما چه عکس العملی در مقابلش انجام میدین؟
واقعاً خسته شدم از اين همه سوء ظن ها ...
حتماً اين رو كار مي كنم ...اول باید خوب همه ی جوانب رو بسنجین...
اين جانور رو نميشه خوب شناخت ....بعدش همسرتون رو خوب بشناسین
چيزهائي كه اونو شاد ميكنه فقط مسائلي هست كه من باهاش زياد موافق نيستم مثله : خاله زنك بازي از قبيل گشت و گزار پشت انواع ويترين ها و ... ولي خب يه سري چيزهاي ديگه هم هست كه اونو خوشحال مي كنه مثه تو خونه موندن من كه اينكار رو حداقل يكسال كردم و خرجمون رو باباي بيچاره ام مي داد ، داشتم ديوانه ميشدم كه بيخيال شد و اعتماد كرد اما دوباره ... !و چیزها و کارهایی که اونو شاد میکنه رو توی یه کاغذ یادداشت کنین...
ايشون رو نميشه آروم آروم اعتمادش رو جلب كرد .. هوشش زياده ف رو كه مي گم ميره فرحزاد و ميگه : مي خواي خرم كني ؟!بعدش بوسیله ی اون کارها روز به روز اعتمادش رو نسبت به خودتون بیشتر کنین... البته همه ی اون کارها رو یکدفعه انجام ندین که ممکنه بازم یه بهانه به دستش بدین! آروم آروم و کم کم.... تا به روزی برسین که همه ی حرفای دلتون رو بهش بگین و بذارین نظراتش رو بگه... نظراتش هرچقدر هم باکنایه و ناراحت کننده باشه ، شما نباید خودتون رو ببازین و عصبانی بشین... اگه باور نکرد ، بهش بگین که حاضرین علاقه نسبت همسرتون رو ثابت کنین و بازم ازش بخواین که بهتون بگه که چه کاری انجام بدین تا مثل اون 10 روز اول زندگیتون ، در کنار هم شاد باشین...
خواهش مي كنم ... دقيقاً همين طور هست كه شما مي فرمائيد.وااای چقدر وارد جزئیات شدم! ببخشید دیگه... البته همین جزئیات باعث بوجود اومدنِ اینجور مشکلات میشن. پس باید بهشون توجه کرد...
بازم متشكرم و منتظر پيشنهادات و راهنمائي هاي شما هستم
ارادتمند شما
نيما.ا







توی اکثر خانواده ها خانم ها غر میزنند. شما در حالی که به حرفاشون توجه می کنین ، هیچکدوم رو به دل نگیرین... هر وقت حرف ها طوری سوق داد که برگشتین سر خانه ی اول ، شما لازم نیست به بحث ادامه بدین و یا همون لحظه ثابت کنین که همسرتون اشتباه میکنه! چون هر تلاش شما در اون لحظه بی فایده است! گاهی وقتا با تسلیم شدن ، پیروزی از آن شماست! فقط بگین : " حالا من باید چیکار کنم تا این مسئله حل بشه؟ شما بگو تا من امرتون رو اجرا کنم! " اینطوری به حرفاش بها داده میشه...



علاقه مندی ها (Bookmarks)