سلام دوست عزیز
شما درست میگی.من فقط تونستم ده درصد صحبتهای شما رو عمل کنم.در مقام عمل گرفتن خیلی سخته.خیلی خیلی. همینکه بحثی شروع میشد دیگه نمیتونستم جلوشو بگیرم انگار که بسیار ادم ضعیفی بودم.کلی یاد حرفای شما دوستان میفتادم بعدش و خودمو سرزنش میکردم.
دیروز با دلخوری از همسرم جدا شدم من اومدم خونه خواهرم و اون رفت خونه پدرش.(خونه ی مشترکمون قراردادش تموم شده و همسرم هم خونه رو به خاطر قیمت بالا دیگه تمدید نکرده و در حال حاضر خونه نداریم)ولی بعد از جدا شدنمون دوبار بهم زنگ زد و اس ام اس داد.وکلی بهم ابراز علاقه کرد و اینکه دیگه نمیخواد این مسخره بازه ها(دادگاه و مهریه) ادامه پیدا کنه و میخواد زندگی کنه.حالا دیگه نمیدونم که میخواد چیکار کنه.امشب قراره با هم بریم پیش یه دکتر روانشناس.تمام سعیمو میکنم بتونم اروم باشم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)