همين مثال در مورد قدرت و پست و مقام نيز صادق است. جنگ قدرت براي رسيدن به پستها و مقامهاي عاليتر فقط براي اين است که بتوان در منصب و جايگاهي قرار گرفت که دل و جرات بيشتري براي حرف زدن و عمل کردن به دست آورد. اين تصور که هر چه يک انسان جايگاه بالاتري داشته باشد اعتراضات رقبا کمتر در زندگي او اثر خواهند گذاشت و در نتيجه فرد در انجام اعمال خود آزادتر خواهد بود ، باعث ميشود تا همه براي شکار مقامهاي عاليتر هجوم ببرند و مسابقهاي پراضطراب و غالبا ناجوانمردانه شروع شود. اما وقتي فرد به مقامي دست مي يابد تازه مي فهمد به چه دردسري دچار شده است و از اين به بعد بايد شب و روز تلاش کند تا مانع از دست رفتن اين مقام شود. مقام و جايگاهي که قرار بود مايه ي آرامش و جرات و جسارت فرد شود از ترس خرابکاري باعث بي حرکتي و ملاحظه کاري فرد ميشود و جرات و جسارت را از او ميگيرد.
فقط تکيه بر خالق هستي و باور کامل و بي قيد و شرط او و اميد کامل داشتن به همراهيش حتي در سختترين شرايط زندگي ميتواند دلي به بزرگي دريا و به وسعت آسمان را به انسان عطا کند. در حقيقت وجه اشتراک همه موفقهاي بزرگ عالم نيز همين است. آنها همگي در يک نقطه، کاملا با يکديگر اشتراک دارند و آن اعتقاد و باور کامل به خالق کاينات است. اين اعتقاد و باور است که به آنها دلي بزرگ و دريايي عطا مي کند. دلي که فقط يکي از فوايد آن موفقيت و کاميابي تضميمي در تمام امور زندگي است.
منبع : مجله موفقيت
پایان
.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)