فرشته ی مهربان عزیز سلام
شما کاملا درست می فرمایید اما من قول میدم همه ی سعیمو کنم تا به راهنمایی های شما دقیقا توجه کنم.خواهش میکنم از من ناامید نشید و تنهام نگذارید.
دیشب بعد از اون مشاجره من به غایت عذاب وجدان گرفتم و به همسرم ایمیلی مبنی بر ابراز ناتوانی خودم در حل مشکلات زندگیمون زدم و اینکه حاضرم مثل یک آدم متمدن از ایشون جدا بشم در حالیکه آرزوی داشتن یک زندگیه خوب رو دارم. من اعلام امادگی برای جدا شدن رو کردم و با بیان ناتوانی هام به ایشون فهموندم که برای اینکه بیشتر اون رو ازار ندم چنین تصمیمی گرفتم. در ابتدا از زدن این ایمیل که از اعماق احساسم بلند میشد مردد بودم اما الان با خوندن راهنمایی شما فرشته ی مهربان عزیز فهمیدم که کار درستی کردم و نتیجه ی این ایمیل، ایمیلی از طرف همسرم شد مبنی بر اینکه بدون من هرگز نمی تونه زندگی کنه و تو ایمیلش اشاره به این کرد که شب میاد دنبالم تا بریم بیرون.
احساس میکنم فرصت خوبیه تا باهاش برم بیرون و دوباره خودمو تو اون شرایط قرار بدم و ازمایش کنم و این بار قول میدم درست عمل کنم.قول میدم دوستان.و احساس میکنم گاهی وقت ها اشتباه عمل میکنم چون انتظار دارم به زندگی برگردم و هنوز این سفارش فرشته ی مهربون رو که از زندگی دل بکنم و ازادانه عشق بورزم رو نتونستم آویزه ی گوشم کنم ولی قول میدم تمام سعیم رو بکنم.
و اما یک سوال به نظر شما با توجه به اینکه من هم تو شهرستان کنار مادر پدرم بیکار نیستم و چند تا کلاس ثبتنام کردم و الان فقط فقط به خاطر همسرم اینجا هستم صلاح هست که تا کی بمونم ؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)