دوست عزیزم:
اولین و بزرگترین اشتباه شما از نظر بنده اینه که خانواده ی خودت کم میان خونتون. تو این دوسال ماهی یکبار خانواده شوهرتو دعوت کردی اونوقت خانواده ی خودت فقط 2 بار اومدن خونتون. اگرم نمیان خانوادتو دعوت کن.
وحتما حتما رابطتو با خانواده خودت بیشتر و بیشتر کن. تو به تنهایی نمی تونی از پس مادرشوهروخواهر شوهرت بربیای. احتیاج به این داری که اونا ببینن تو دختر تنها و بی کسو کاری نیستی. وقتی میری خونه مادرشوهرت همش در مورد باباو مامانت حرف بزنو بگو خیلی کارا برات کردنو.....باهاشون رفتو آمد کن در حد تعادل و خیلی خیلی رسمی رفتار کن.
من اگه جای شما بودم بیشتر وقتایی که خانواده شوهرمو دعوت میکردم خانواده خودمو هم دعوت میکردم. البته نذار خانوادت چیزی بفهمن ولی بهشون غیر مستقیم بگو که جلوی خانواده شوهرت خیلی زیاد بهت احترام بذارنو صمیمیتشونو خیلی نشون بدن مثلا وقتی صدات میکنن بگن......خانم . به خانوادت بگو اینطوری عزیزتر میشم.
خانواده شوهر منم اذیت میکردن و داشتن زندگیمونو جهنم میکردن و هرچی با شوهرم صحبت میکردم هیچ کاری نمیتونست بکه منم نمیتونستم تحمل کنم اما با کمک پدرومادرم روشونو تا حدی کم کردم. وقتی حمایت خانوادم از منو دیدن حساب کار دستشون اومد.
به نظرم اونا تو رو تنها گیر اوردن.....
البته نذار خانوادت چیزی بفهمن چون باعث ناراحتی میشه با سیاست پیش برو.
موفق باشی