عزیزم چکامه خیلی تلاش کرد و خواست ولی شوهرش نخواست. یک جورهایی شوهرش باخودش درگیر بود. همش فکر می کردچون زود ازدواج کرده خیلی چیزها رو از دست داده. هرچی هم همه باهاش حرف زدند گوش نداد.
بعد جداییشون هم شوهرش دور تمام دوستای خودش و چکامه رو خط کشیده و هیچ خبری ازش ندارم.
بله دقیقا. منم چون خودم اینطور فکر می کنم به فکر افتادم یک کاری بکنم وگرنه من و آقای شوهر همینطوری خیلی راحتیم.نوشته اصلی توسط pariaa
برام دعا کنید دوستان. اگه اونجوری که من می خوام نشه در نهایت روز پدر شاید یکسری رفتم.









علاقه مندی ها (Bookmarks)