RE: طولانی شدن قهر و به اجرا گذاشتن مهریه
سلام دوست گلم
ما در این مدتی که تو اینجا بودی باهات زندگی کردیم خانومی.فکر نکن شرایطت رو درک نمیکنیم.
من خودم چون تمام این دوران رو گذروندم با گوشت و پوست و خونم درکت میکنم عزیزم
اگر حرفی میزنیم که شاید برای شما سخت به نظر بیاد بدون انجام دادنش به نفعته.
و مطمئن باش همه سعی خودشون رو میکنن که بهترین راهکار رو ارائه بدن
همون 7 ماه پیش اولین اشتباهت ترک منزلت بود.(کاری که من خودم کردمو حسابی تاوانش رو پس دادم)
تحت هیچ شرایطی نباید منزل رو ترک کنی ...هیچ شرایطی....
من احساس میکنم نوشته های منو خیلی با دقت نمیخونی
در مورد کتک زدن همسرت راهکار بهت داده بودم..بدون که بهترین و تنها راهکاره و خیلی هم موثره
انقدر از شوهرت گله مند نباش.اگر در دوران بحران و دعوا کوتاه بیای به هیچ عنوان کارتون به کتک کاری نمیکشه.
مگر مردی باشه که مشکل روانی داشته باشه و بهش بگی بالای چشمت ابرو هستش شروع به کتک کاری کنه
ایراد شما دست دست کردنته.اون موقع (اوایل دعواتون) حاضر بود هرکاری کنه برات غیر از حق طلاق.همون موقع به قول معروف تا تنور داغ بود باید برمیگشتی...
حالا مطمئن باش هر روزی که برگشتنت دیر میشه فرصتهای بیشتری رو از دست میدی ..چون نبودت کم کم عادی میشه.هم برای خودت و هم برای اون.
خب عزیزم اینو قبلا هم بهت گفته بودم...فکر نکن همسرت همیشه پولدار و ثروتمنده...زندگی بالا و پایین داره و ممکنه شما الان برگردی تا 10 سال دیگه هم مشکلی نباشه.اما یهو اتفاقی بیفته و همسرت ورشکست بشه.
اون موقع چی؟ترکش میکنی؟
اول با خودت کنار بیا.همه زندگی ها مشکلات مالی دارن.اگر نمیتونی مشکلات مالی رو تحمل کنی نمیگم بکش کنار.میگم این یک ایراد بزرگ در شماست و باید حلش کنی.چون در غیر این صورت باید با شاهزاده ای ازدواج کنی.
که اونم شاید یک روزی به مشکلات مالی بخوره !!!
به نظر شما اصل زندگی مشترک [color=#FF4500]رو یاد نگرفتی که در سختی و راحتی..در خوشی..در بیماری...باید کنار هم باشید.
اصلا به فکر متمکن بودن خانواده همسرت نباش...هستن که هستن...مبارکشون باشه
دوست داری زیر بار منت اونا باشی؟؟!
خوب گوش کن خانومی....
منم مثل شما دلم میخواست 1000 تا شرط برای همسرم بذارم.ولی دیدم تردید بیشتر داره زندگیم رو از هم میپاشونه(تشویق خانواده همسرم به طلاق وقتی ما کنار هم نبودیم)
یک شب همسرم اومد دنبالم و برگشتم سر خونه و زندگیم...
حالا دوست دارم بیای و ببینی که (غیر مستقیم) چه طور حرفها و خواسته هامو به کرسی نشوندم ..طوریکه خانواده خودم وخانواده خودش هاج و واج موندن....
من جای شما بودم ریسک میکردم و یک بار دیگه این فرصت رو به خودم و همسرم میدادم...
دوست خوبم...
انقدر دست دست کن...متاسفانه الان جامعه ما از زنایی پر شده که حاضرند برای یک وعده غذا تن به هرکاری بدن....
برگرد سر خونه و زندگیت اما قدم به قدم با تالار و بچه ها جلو برو و زندگیتو بساز
میگی به بن بست رسیدی..خوب چرا حرف گوش نمیدی
چرا گذشت نمیکنی؟
یه نگاهی به پستایی که فرستادی بکن..من وقتی وارد صفحه تاپیک شما میشم هنوز نخونم چیزی میدونم چی نوشتی...!!!!
همیشه مینویسی منو زده..تعهد نمیده...میترسم...مشکلات مالی فشار میاره...
بشین و یک تصمیم درست بگیر تا قبل اینکه دیر شه.
یک سوال هم دارم ازت..
از بحثای ما و چیزایی که در این مدت با شما رد و بدل شد چه نتیجه ای گرفتی؟
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)