سلام گلچهره ی عزیز
همسرتون شما را دوست دارند و شما به ایشان اعتماد دارید چه خوب پس همسرتان با مردهای دیگر فرق میکند من شوهرمو دوست دارم اما با شناختی که از مردا دارم میدونم آدمای تنوع طلبی هستن و نمیشه صددرصد بهشون اعتماد کرد.چرا که ایا شما همه ی مردها را دوست دارید و ایا همه مرد ها شمارا دوست دارند؟نه این دوست داشتن همسرتان را مقید کرده تا از تنوع طلبی خود کم کند و ان را محدود کند.
ایا مرد ها برای خود حریم شخصی ندارنم ؟چرا همه دارند حتی زن ها پس حساسیت به خرج ندهید تا به زور وارد حریم همسرتان شوید
گلچهره شما میگویید :یه دلمم میگه چرا تا قبل از اون ماجرا وقتی میگفتم نریم گوش میکرد ولی الان محکم میگه بریم حتما به خاطر اون دختر میخواد بره
چرا؟دقیقا به خاطر این جمله ی شما بعدش گفتم جایی که اون دختر باشه من دیگه نمیام چون بهم برمیخورهچرا که حسساسیت خود را به شوهرتان نشان دادید و شوهرتان در صدد هست تا عکس ماجرا را به شما نشان دهد
دختر هم با شناختی که دارم میدونم هیچ کاری بعید نیست وخیییییییییییلییییی از صهبا مترسم....حس میکنم این دختر رقیبمه لطفا بهم بگید چیکار کنم
خوب ایا از همسرتان شناخت دارید به همان اندازه که به صهبا دارید ؟بله چون من به او مطمئن هستم طبق این جمله خودتان شوهرم گفتم که من به تو اعتماد دارم پس نگران نباشید.و از خود ضعف نشان ندهید .
به شوهرم گفتم که من به تو اعتماد دارم ولی صهبا بدجوری تو نخ تو هستولی ندارد ایا خود شما وقتی در مهمانی قرار میگیرید و کسی به شما ذل بزند توجه تان جلب نمیشود پس امری طبیعی است .
ایا با حرف زدن در مورد صهبا پیش شوهرتان باعث نمی شود که توجه شوهرتان به او بیشتر شود و بیشتر به او فکر کند پس شما به صبها کمک نمیکنید؟ایا اگر همسرتان صبها را دوست داشت با او ازدواج نمی کرد ؟چرا ولی به دلیل درست نبودن اون دختر و در واقع اون دختر با ملاک های شوهرتان متفاوت هست پس او را دوست ندارد و با کسی ازدواج کرده که او را دوست دارد .








علاقه مندی ها (Bookmarks)