به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 26 , از مجموع 26
  1. #21
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 آبان 91 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1389-5-04
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    1,948
    سطح
    26
    Points: 1,948, Level: 26
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    92

    تشکرشده 94 در 33 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: ترس هنگام خواب

    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن فلاح
    دوستان همگی خسته نباشند.
    ماجراهایی جالبی بود. ما که نترسیدم
    په نه په میخواستی بترسی!!!
    دادا از قدیم میگن شنیدن کی بود مانند دیدن:D


  2. کاربر روبرو از پست مفید matrix_14 تشکرکرده است .

    matrix_14 (یکشنبه 11 دی 90)

  3. #22
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 آذر 91 [ 17:01]
    تاریخ عضویت
    1390-10-15
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    1,196
    سطح
    18
    Points: 1,196, Level: 18
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    29

    تشکرشده 29 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: ترس هنگام خواب

    البته می دونم که از اخرین ارسال بیشتر ازیک هفته گذشته اما لازم دونستم که این مطالب رو اینجا اضافه کنم :
    من در زمان آزمون کنکورارشددر سال 88 به مزاتب این اتفاق برام می افتاد - خیلی زیاد- و اخیرا هم این اتفاق برام میفته .
    احساس فشار روی قفسه سینه و احساس اینکه اصلا نمی تونم تکون بخورم .
    تنها راهی که توی خواب به ذهنم میرسید تکون دادن سرم بود که باعث میشد از این حالت خلاص بشم .
    وقتی از خواب بیدار میشدم فقط یک حالت خواب وجود داشت و اونم به کمر خوابیده بودم و صورتم به سمت سقف بود و دو دستم رو قفسه سینه .
    اگه وضعیت خوابیدنم رو عوض می کردم دیگه این اتفاق نمی افتاد و اگر به همون شکل دوباره می خوابیدم این بختک دوباره ظاهر میشد و اما وحشتناک ترین چیزی که من در مورد بختک دیدم و از ترس نتونستم اون شب بخوابم اینه :
    حمله کرده بود و دقیقا توی خواب مشتش رو (مشت : fist یا دستان گره کرده) دیدم که داره منو میزنه که بالاخره سرمو تکون دادمو بیدار شدم پس از حمله بختک از خواب بیدار شدم و دیدم که یه چیزی مثه روح از کنار به پرواز در اومد و رفت .
    اون شب اصلا خواب نرفتم ...

  4. #23
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 شهریور 94 [ 14:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-12
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,076
    امتیاز
    13,834
    سطح
    76
    Points: 13,834, Level: 76
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,166

    تشکرشده 6,121 در 1,114 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: ترس هنگام خواب


    بگ

    نمی دونم کاملا مطالب این تاپیک رو خوندی یا نه!
    ولی من به صورت تجربی ی سری از راهکارهایی که دوستان اینجا گفتن رو انجام دادن و واقعا هم موثر بود

    و الان هم تقریبا راحت می خوابم شب ها

    تو هم اون کارها حتما انجام بده

    من قبلا در هفته حتما ی بار بختک می افتاد روم ولی الان ماهی یک بار هم نمیشه خیلی کم تر شده
    دیگه حس ترسم هم کنترل شده و قبل از خواب وهم و خیال پردازی نمی کنم.

  5. 2 کاربر از پست مفید نازنین آریایی تشکرکرده اند .

    نازنین آریایی (یکشنبه 07 اسفند 90)

  6. #24
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 اردیبهشت 91 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1390-12-18
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    721
    سطح
    14
    Points: 721, Level: 14
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    2
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: ترس هنگام خواب

    بخاطر ضعف اعصاب هست. بنظر من باید به تغذیه توجه بیشتری داشته باشی. ویتامین و کلیسیم مصرف کن. مثلا بعد از صبحانه ویتامین بخور ( شربت مولتی ویتامین) و ساعت ۱۰ شب یا دو ساعت قبل از اینکه بخوابی و یا ۱ ساعت بعد از شام قرص جوشان کلسیم بخور. به همین راحتی خوب می‌شی. همچنین به اینکه زمان خواب می‌ترسی فکر نکن. اگر موضوعی برات مهم نباشه به همان سرعتی که وارد ذهنت شده از ذهنت خارج می‌شه. منم یه مشکلی تقریبا مشابه شما دارم یه روزایی موفق میشم درمانش کنم ولی سخته تمرکز باید داشته باشم و ذهنمو ببرم روی مسائل دیگه فکر کنه راه حلش همینه که نذارم بهش فکر کنم ولی خیلی سخته ... مشکل اصلی هم اینه که مسئله ی من با توان جسمیم و چهرم و آیندم رابطه‌ی کاملا مستقیم داره ....

  7. 2 کاربر از پست مفید naser110 تشکرکرده اند .

    naser110 (پنجشنبه 18 اسفند 90)

  8. #25
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آذر 91 [ 02:06]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,122
    امتیاز
    4,639
    سطح
    43
    Points: 4,639, Level: 43
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    4,800

    تشکرشده 4,874 در 1,141 پست

    Rep Power
    129
    Array

    RE: ترس هنگام خواب

    بچه ها توجه كنين مشكل نازنين جون حل شده پس لازم نيست راهكار بدين

    نازي خانم بهتر نيست در خواست قفل تاپيك بدي؟

  9. کاربر روبرو از پست مفید گلنوش67 تشکرکرده است .

    گلنوش67 (جمعه 19 اسفند 90)

  10. #26
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 29 آذر 92 [ 08:13]
    تاریخ عضویت
    1392-9-29
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    9
    سطح
    1
    Points: 9, Level: 1
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    خواب یا رویا

    نقل قول نوشته اصلی توسط نازنین آریایی نمایش پست ها
    من ی مشکلی کم و بیش همیشه داشتم ولی الان یکمی شدت پیدا کرده
    و اون اینکه اکثر مواقع خواب راحتی ندارم در شب
    موقع خواب حس وحشت و ترس بی جهت سراغم می اد
    ترس از بختک و این جور چیزها و ی موجود دیگه که از نوشتن اسمش هم می ترسم
    خیلی وقت ها خواب بد می بینم و تو خواب خیلی وحشت می کنم ولی صبح که خوابم یادم می اد می بینم اصلا چیز وحشتناکی نبوده.بعضی وقت ها هم واقعا بختک روم می افته و حس می کنم دارم بین مرگ و زندگی دست و پا می زنم.
    اصلا نمی تونم تنها بخوابم، قبل ازدواج خواهرم چون اتاقمون یکی بود و اون همیشه بود ، خوب بودم ولی از بعد ازدواج اون اصلا نمی تونم تنها تو اتاقم بخوابم و می رم پیش مادرم که اینم برای دختری تو سن من خیلی خجالت آوره...خیلی دلم می خواد این مشکلم حل شه
    البته اون قدری حاد نبود تابه حال ولی الان مدتی شدت پیدا کرده...
    این احساس ترس باعث میشه تا 4 صبح بیدار باشم
    نمی دونم درسته اینجا پست گذاشتم یعنی کسی مشکلی مشابه من داشته یا نه!
    چون با سرچ چیزی بدست نیاوردم ...
    مثلا همین امشب اینارو اینجا نوشتم اون حس وحشتم دو چندان شد...
    سلام نازنین،خوب هستی؟نگران نباش فقط تو نیستی که این مشکلو داری،من 30 سالمه و رفتارهای ترسم تو خواب مثه تو هستش،من امشب اومدم نت که ببینم دلیلش چیه و این سایتو دیدم و عضو شدم و تو رو دیدم،ببین من طوری شدم که خونمون نمیتونم بخوابم و میام دفترم میخوابم چون انگار اینجا میخوابم کمتر خواب ترسناک میبینم،من ترسام طوریه که وقتی سرمو میذارم که بخوابم میرم تو یه رویایی که حس میکنم هم خوابم هم بیدار و یه چیزایه عجیب میبینم،چند شب پیش دیدم روحم داره از بدنم جدا میشه،یه موقع چیزایی میبینم خیلی عجیب،مثلا یادمه شعر یه شاعر بزرگو داشتم میخوندم که تو بیداری اصن نخوندم،یه بار هم دنبال یه گنجی بودیم البته تو واقعیت که یه شب که خوابیدم یه علائمی دیدم که واقعا تو اون منطقه ای که ما دنبال گنج بودیم بعدا رفتم دیدم بود،اما هنوز به گنج نرسیدیم،خلاصه این چیزارو که میبینم خوشم میاد اما اکثرا چیزای وحشتناکی به نظرم میبینم که از خواب پا شدنم مثه اینه که بختک رومه،وقتی هم که پا میشم یادم نمیاد چی دیدم،من در بیداری ادم ترسویی نیستم،هر چیز ترسناکی بوده انجام دادم،مثلا یکیش تو بیابونی گم شدم که 10 کیلومتر تو ظلمات شب پیاده روی کردم تا به یه پادگان رسیدم و اونا جاده رو به من راهنمایی کردن،از بانی چا پریدم،و خیلی ترسای دیگه رو تجربه کردم،شاید عوارض هموناست که تو خوابم میاد،بهر حال منم دنبال یه راهیم که دیگه اینجور نشم،الان چندین ماه هستش که تا 5 صبح بیدار میمونم که خستگی باعث میشه که بیوفتم تو رختخواب و این چیزارو نبینم،اما باز گهگاهی میبینم،پیش یه فوق تخصص هم رفتم دارو تجویز کرد اما خوشم نمیاد استفاده کنم،یه راهی جدیدا زده سرم اونم اینه که دیگه در بیداری تو ذهنم تخیلات ترسناک نسازم،اخه من خیلی فکر میکنم و تخیلات میسازم،واسه امشب خیلی حرفیدم،دوباره میام .

    - - - Updated - - -

    حسود

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط گلنوش67 نمایش پست ها
    بچه ها توجه كنين مشكل نازنين جون حل شده پس لازم نيست راهكار بدين

    نازي خانم بهتر نيست در خواست قفل تاپيك بدي؟
    حسود

    - - - Updated - - -

    [QUOTE=نازنین آریایی;185350]matrix_14

    وای چقدر وحشتناک!آره عزیزم منم به حرفت راجع به گناه اعتقاد دارم .واقعا وقتی عذاب وجدان داری خواب های بد هم بیشتر می بینی ....درسته
    خوب اتفاقا دقیقا همین امروز یعنی همین دیشب یه خواب نسبتا بد دیدم و مامانم همین حرف شما رو بهم زد
    خواب دیدم خودم تو اتاق تنها خوابیدم و یهو چشمم رو باز می کننم می بینم دو نفر مرد هستن که خیلی وحشتناک هستن و هردو هم غریبه بودن !!!!من تو خواب خیلی قدرت مند بودم یکیشون رو از پنجره پرت کردم پایین و با ی آجر خیلی محکم زدم تو سر اون یکی و هردو مردن بعد دویدم تو خیابون که فرار کنم و پلیس هم دنبالم بود و هی میگفتم خاک بر سرم الکی الکی قتل دو نفر افتاده گردنماخه اینا که کاری نداشتن نشسته بودن دیگه!!!

    صبح که به مامانم گفتم دقیقا همین حرف گناه رو زد بهم.گفت به خدا نزدیک شو تا انقدر خواب بد نبینی!!!!

    حالا نصفه شبی دوباره حرف ترسناک زدنمون گرفته [/

    تو با این خوابات میشه یه فیلمنامه اکشن کمدی ساخت


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.