
نوشته اصلی توسط
sahra100
بالهای صداقت عزیز
ممنون که برام نوشتی
یعنی همسرم هیچ نقشی نداره ؟؟؟؟؟ یعنی هرجا اون کوتاهی کرد باید خودم جبران کنم؟؟؟؟؟
برای چه کسی می خواهی این کمبودها را جبران کنی؟ واسه نوه عمه ، پسر خاله همسایه بالایی تون؟ یا برای زندگی خودت ؟
تو تمام این 4 سال همش همه دوستان دارن یه جوری بهم می گن خوب همسرت فلان جا کوتاهی کرد تو بی خیال شو خودت انجام بده
پس امکان داره یک میلیونیوم احتمال بدهی که همه ، همش درست بگن !
پس نیاز من به اینکه بخوام بهم توجه کنه کجا میره ؟؟؟ باید حذفش کنم ؟؟ پس فرق من با یه ادم بی شوهر چیه ؟؟؟
ای خدا !
لیلی زن بود یا مرد
تو که می گی بوست می کنه ، قربون صدقه ات میره ، برات شیرموز می گیره ، غذا گرم کرده ، رفته تنهایی برات خرید کرده ( حالا باب میل تو نبوده ، ولی به دلیل خاطر ِعزیزِ تو که بوده ...)
من ادم ضعیفی نیستم بقول شما یه اژانس گرفتن و خرید کردن هم خیلی کار پیچیده ای نیست ولی وقتی 7 صبح میرم سر کار 6 عصر میام با شرایط فعلی به نظرتون درسته بازم خودم این کارهارو انجام بدم ؟؟؟؟
آره ، چرا که نه ...
مگه راه دوری میره ؟
اما اگر می خواهی همسرت همراهی ات کنه ، به جای ناله شبگیر ، یاد بگیر در یک زندگی چگونه می بایست از یک مرد درخواست کرد
با چه لحنی درخواست کرد
چه درخواست هایی رو کرد
چه زمانی درخواست کرد
اگر جواب مرد منفی بود ، چگونه رفتار کرد
اگر نیازمون باقی موند ، آنگاه چه کنیم
یعنی نباید ناراحت شم ؟/
نه ، ولی اگر خیلی لوس باشی چرا ، باید خیلی بهت برخورده باشه !
شما بودی اینا برات نمیشد کینه نمیشد مساله حل نشده ؟؟؟؟
ببین پرسیدی اگه من جای تو بودم
الف)
شوهرم هر موقع دلش می خواد به من محبت میکنه و من در این خصوص بهش گیر نمی دم که
دوستم داری؟!
چندتا دوسم داری؟
از زندگی با من راضی هستی؟!
عزیزت هستم
...
چرا این کار رو کردی ، پس یعنی دوستم نداری!!!
چرا جلوی مامانت اون حرف رو زدی ، پس دلم رو شکوندی
چرا فلان روز خونه مامانم نیومدی ، پس یعنی من برات مهم نیستم
میدونی چرا؟!
چون مطمئنم که همسرم من رو دوست داره ، وگرنه چه دلیلی داره با من زندگی کنه؟
گفتم هر موقع دلش خواست به من محبت میکنه
چون اون موقع از اعماق وجودش میاد بغلم میکنه و واقعی هست ، دلیلی نداره که مصنوعی بخواد بیاد بوسم کنه !!!
ب)
یکسری کارها توی خونه هست که مردونه هست
مثلا تعویض واشر لوله زیر سینک ظرفشویی
بهش گفتم ، حالا امروز انجام داد ، که داد ... نداد که نداد ...
تونستم خودم عوضش می کنم ، نتونستم چند روز تحمل می کنم ، دوباره بهش می گم .... نمی میرم که !
شوهرم هم که مردم آزار نیست که بخواد منو اذیت کنه
خوب نشده اون روز عوضش کنه ،چند روز بعد عوضش میکنه ، دنیا به آخر میرسه؟
ج)
اگر کاری رو انجام دادم
حتی اگر وظیفه ی اون هم بود ولی همسرم انجام نداد ، بی هیچ عنوان منت سرش نمی ذارم ، وقتی هم در حال انجام اون کار هستم ، حرص نمی خورم ، عصبانی نمی شوم ، به این فکر می کنم که اگه اصلا شوهری نمی داشتم ، چه کسی بود که می بایست اون کار رو انجام میداد؟! پدرم ، برادرم ، همسایه و .... نه بابا هیچکس نیست
پس اگه خودم تونستم که آفرین بر خودم ( خیلی خبری هم بعدها که عشقولانه هستم به همسرم بسیار ظریف می گویم که : عزیزم اونقدر برام زحمت داشت فلان کار رو بکنم ، دیدم شما نمی رسی ، یه جوری از روی ناچاری انجامش دادم ، نمی دونم خوب شده یا نه ... )همین ، صرف اینکه فقط گفته باشم تا توی دلم نمونه ،
نه اینکه با حالت گله گذاری بگم و دلخوری... که بخواد بیاد قربون صدقه ام بره ، مگه من نیازمند قربون صدقه رفتن اون هستم؟! من خودم ارزشمندم و خودم رو دوست دارم ، و چون دوست داشتنی هستم ، شوهرم هم من رو دوست داره !!!!
اگه هم شوهرم انجام داد که خدا خیرش بدهد
اگر هم انجام نشد ، خوب نشده دیگه ، چی کار کنم! خودم رو بکشم ؟!
علاقه مندی ها (Bookmarks)