به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 اسفند 90 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1390-12-04
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    798
    سطح
    14
    Points: 798, Level: 14
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 5 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    از رفتارهای زشت همسرم خسته شدم

    سلام دوستان خوبم .من به تازگی با سایت همدردی آشنا شدم و از مطالبش استفاده میکنم. خواهش میکنم نوشته های من رو بخونید و کمکم کنید خیلی مستاصل شدم .
    من 27 سالمه و پنج ماهه که ازدواج کردم همسرم 35 سالشه هر دو کارمند . همسر من تا حالا به من خیلی دروغ گفته و این باعث شده که ازش متنفرم و اصلا نمی تونم بهش ابراز احساسات کنم مثلا زمان خواستگاری به من گفتند که ایشون رسمی هستند بعد عقد فهمیدم که روزمزد هستند و درآمدشون خیلی پایینه حتی سنشون رو به من دو سال کمتر گفتن . همینطور در مورد وضع مالی ایشون گفتن که حدود بیست میلیون توی بانک دارن اما بعدا فهمیدم که پولاش رو به مادرش داده و الان دو میلیون هم قرض داره . وقتی باهاش صحبت می کنم میگه دوست داشتم این کارها رو کردم که تو رو به دست بیارم و... قرار ما این بود که ایشون توی واحد تحقیق ادارشون کار نکنن ولی تازگی ها فهمیدم که دقیقا رفته واحد تحقیق و بازم به من دروغ گفته و خیلی دروغ های ریز و درشت دیگه . علاوه بر این شوهرم با خانواده من خیلی کم رفت و آمد میکنه و معتقده که خانوادم توی مراحل ازدواج بهش توهین کردن و همیشه من رو مجبور میکنه که باهاش برم خونشون و اون طوری که دوست داره با خانوادش رفتار کنم . با توجه به اینکه حقوقش پایینه مجبورم قسمت زیادی از خرج خونه رو بدم و تازه میگه کار زیادی نکردی روز اول قرار بوده دو نفری زندگی رو پیش ببریم و حالا هم داری همین کار رو میکنی . جالب اینکه دائما خانوادش به من تیکه میندازن که تو جهاز کامل نیاوردی آبروی ما تو فامیل رفته و ... در صورتی که من یک جشن عروسی خیلی بی کیفیت داشتم و اصلا خوب نبود و حتی یک حلقه خوب هم نخریدم و تازه اونا هدیه های سر عقد رو هم از من گرفتن و خودشون خرج کردن . روزهای اول عقدمون برای اینکه یک سری جر و بحث سر مهریه من در گرفته بود و من میخواستم این موضع رو تموم کنم رفتم محضر و 500 سکه از مهریه خودم رو بخشیدم و فقط300 تاش رو نگه داشتم بدون اطلاع خانوادم و حالا می بینم که برای یک آدم بی ارزش و مسخره .خلاصه خیلی دلم گرفته از شوهرم بدم میاد روزهاست که به صورتش نگاه هم نکردم نمی دونم چکار کنم . به همه این مشکلات تعصبی و شکاک بودن رو هم اضافه کنم مثلا یکی میخنده مگه با هم قراری داشتین ، همکارم زنگ میزنه میگه حرف خاصی بینتون هست. مهمونی میریم دائم میگه این لباس رو نپوش این کار رو نکن و ... تو رو خدا کمکم کنید خیلی کلافم خانواده من هیچی از این ماجراها نمی دونن ولی خودم کم آوردم خواهش میکنم جواب بدین .

    خواهش میکنم حداقل یک نفر جواب بده تا دلم خوش باشه

  2. کاربر روبرو از پست مفید ثمین82 تشکرکرده است .

    ثمین82 (دوشنبه 08 اسفند 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.