به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 36

Threaded View

  1. #33
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 24 تیر 93 [ 09:39]
    تاریخ عضویت
    1390-10-15
    نوشته ها
    224
    امتیاز
    3,034
    سطح
    33
    Points: 3,034, Level: 33
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    450

    تشکرشده 491 در 147 پست

    Rep Power
    37
    Array

    RE: طلاق بعد از 3 ماه عقد

    آنی جان، همدردی و فرشته مهربان. ازتون خواهش میکنم یه بار دیگه در حقم لطف کنید و بهم بگید چیکار کنم؟ همسرم داشت باهام حرف میزد که یه قطره اشک از گوشه چشمش پایین چکید، گفت توی زندگیش تنها چیزی که دیده رنج بوده و رنج. گفت نمیخواد تنها امیدش رو (که من هستم) رو هم از دست بده. خواهش کرد که تنهاش نذارم. تمنا کرد که بهش اعتماد کنم. قول داد که از هیچی برام کم نذاره فقط به این شرط که حرف گذشته ها رو پیش نکشم و بهش بی اعتماد نباشم. چیزی که دستگیرم شد اینه که از درون خیلی داغونه و یکی رو میخواد که به شدت قبولش کنه و کنارش بمونه. هنوز برای مشاوره حضوری باهاش حرف نزدم ولی یه حرفایی هست که خیلی نگرانم کرده :
    1-مشاور خیلی مجربی بهم گفت که شش دانگ حواست رو جمع کن اگه این آقا واقعا اختلال شخصیت داشته باشه میتونه یه بازیگر حرفه ای هم باشه و ممکنه به خاطر راضی کردن تو داره نقش بازی میکنه.
    2-پدر و مادرم وهمه اونایی که در این مدت در جریان رفتارای همسرم قرار داشتن به شدت نگران ساختگی بودن این تغییر یک دفعه ای هستن و میگن چطور ممکنه آدمی با اون طرز رفتار تبدیل به چنین فرشته ای شده باشه و من رو محکوم به سادگی میکنن.
    3-توی این یه هفته تبدیل به آدمی شده که من فکر میکردم فقط چنین آدمی تو آسمونا هست نه روی زمین خیلی بهم میرسه و هوام رو داره
    4- من گفتم که یک ریال از مهریه م رو نمیخوام و حاضرم مفتی مفتی طلاق بگیرم که قبول نکرد(پس شاید هدفش از این تغییر رفتار به خاطر مهریه نیست)
    5- درسته اون تغییر رفتار داده و اشتباهاتش رو قبول کرده و من هم واقعا دوستش دارم ولی میترسم از درگیر شدن احساسم و اینکه چند سال بعد و بعد از عروسی خودم رو نفرین کنم که من خیلی چیزارو توی نامزدیم ندید گرفتم.
    6- مطمئنم که مادرش هیچوقت تغییر نمیکنه و مدام حرف میزنه فقط چشم امیدم به همسرمه که بهش گوش نده.
    راهنماییم کنید خواهش میکنم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید maryam1363 تشکرکرده است .

    maryam240 (یکشنبه 05 اردیبهشت 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.