سلام به همدردی خوش اومدین. از خوندن مشکلتون متاسف شدم.اما مدت زیادی از طلاق شما نمیگذره.فراموش کردن یه شخصی که انقد بهش نزدیک بودین کار سخت اما شدنیه. اما قبل از فراموش کردن میخوام ازتون بپرسم چرا با طلاق موافقت کردین؟ایا به این نتیجه رسیده بودی که ادامه زندگی مشترکتون فایده ای نداره و امیدی به بهبودیش نمیره؟ حتما شما برای طلاق دلایلی داشتین. من ازدواج نکردم اما میدونم ادم کاری که میخواد انجام بده رو سبک سنگین میکنه.صرفنظر از درستی یا نادرستی کارتون اتفاقیه که افتاده.دلایل جداییت رو یه بار دیگه برای خودت بنویس.حتما بنویس نگو میدونم نیاز نیست بنویسم. چون گاهی خاطرات مشترک و احساس تعلق خاطر مانع از این میشه که واقعیتها رو درست ببینیم. زمان که میگذره خوبیا انگار از بدیا پررنگتر میشن. پس دلایل جداییت رو بنویس و با خودت تکرار کن. و الان به تصمیمی که هر دوتون گرفتین احترام بگذار.به این فکر کن که این طلاق محترمانه باعث شده هنوز خاطرات مشترکتون قابل احترام بمونن. شاید اگه بیشتر از این رابطه رو کشش میدادین کار به توهین و..میرسید و حرمتها از بین میرفت. اون زندگی مشترک و اون طلاق بخشی از زندگی شما بوده پس بپذیریدش.نیازی به فراموش کردن نیست.مگه اصلا میشه ادم اتفاقات مهم زندگیش رو فراموش کنه.اما پذیرش به کمکتون میاد... زمان میبره تا شما یاد همسر سابقتون بیفتین اما حس اندوه نداشته باشین. زندگی جریان داره...شما سال 90طلاق گرفتین و حالا سال جدید داره میرسه.و این سیر ادامه داره...تا ابد که نمیتونی توی ایستگاه بشینی.بلند شو مقصد جدیدت رو معلوم کن و این دفعه قطار رو درست انتخاب کن و سوار شو. طلاق یعنی من و تو نه اینکه بد بودیم اما مناسب هم نبودیم.و حالا همدیگه رو بخاطر غفلت تو انتخاب میبخشیم. اشکالات رفتاریت رو شناسایی و برطرف کن و برای ایندت هدف گذاری کن.هدفهای کوچیک و بزرگ.و برای رسیدن بهشون نقشه بکش. دیگه هم سراغ ایمیل یه خانومی که الان باهات نسبتی نداره نرو.باید بپذیری اینکه الان اون خانوم چیکار میکنه به شما ربطی نداره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)