RE: توقعات من از همسرم در این دوران و بی توجهی او
صحراجون خوبی خانومی؟
میگم بیا فقط واسه چند لحظه تصور کن که با تمام این داستانهای گذشته الان هم شوهرت هیچ تغییری نکرده بود ،
اصلا قربون و صدقت نمیرفت،
اگه یه کلمه میگفتی صدتا جوابتو میداد،
تازه خدای نکرده نه تنها از بچه دار شدنتون خوشحال نمیشد ناراحت هم میشد،اصلا بهت میگفت تا حالا میخواستم حالا که انقدر حساس شدی، پشیمون شدم بچه نمیخوام!!!!!!!!! برو ....
(تا حالا از این نمونه ها متاسفانه کم نشنیدیم و نخوندیم)
چه احساسی داشتی؟اونوقت به گذشته فکر نمیکردی،میومدی میگفتی چی کار کنم حداقل الان شوهرم بهم محبت کنه؟درسته؟
پس انقدر به گذشته فکر نکن.
یه کاری کن، یه طوری تغییر رفتار بده که بفهمه وقتی اون خوب باشه تو هم بی نظیر میشی تا این رفتاراش عادتش بشه نه اینکه با خودش بگه تو همین دوران هم که انقدر باهاش خوب بودم صحرا چه فرقی کرده بود؟ هیچی!بداخلاق تر هم شده بود.
[align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...[/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)