دوست عزيز ساناز جان
فكر مي كني حالت خوب است؟
بعضي كارهاي تو شبيه خواهرم كه بيماري اختلال رفتاري دارد، است
ساناز جان شوهر تو از طريق نت با تو آشنا شده چون دور و برش فرد مناسبي نبوده، اكثر مردها بعد از ازدواج به فكر كيس ديگر نمي افتند، حتي اگر چت هم كند فقط جهت سرگرمي و تفريح است (چون به اين كار عادت كرده، يك تفريح بي خطر، چه كارش داري)
منم اگر جاي شوهرت بودم با وضعتي كه تو داري هرگز راضي نمي شدم بچه دار شوي (ربطي به دوست داشتن ندارد)
وقتي مدام از جدايي حرف مي زني انتظار داري ايشان اضطراب نداشته باشد كه اگر بچه دار شديم بچه را بيندازي رو سر اون بدبخت و ولش كني؟ خودت را بگذار جاي شوهرت
مطمئن باش شوهرت حال و حوصله زن چندم را ندارد چون بيچاره يك بار طلاق گرفته از جدايي مي ترسد مطمئن باش اگر از تو جدا شود ديگر نمي تواند ازدواج موفقي داشته باشد. اگر بخواهي دست از كارهايت برنداري بهت قول مي دهم در 5 سال آينده كه ميل جنسي او هم فروكش كرد، قيد همه چيز را مي زند و تو را طلاق مي دهد.
من فكر مي كنم اين مشكلي كه تو داري ريشه دار است (البته من متخصص نيستم) مطمئن هستي طلاق اولت به خاطر اين نوع گير دادنهايت نبوده؟
عزيزم من جاي تو بودم پيش يك روانپزشك مي رفتم اگر لازم است دارو مصرف كني زودتر اقدام كن
من بچه دار شدن تو تا زماني كه حالت خوب نشده توصيه نمي كنم (بارداري خودش افسردگي مي آورد و ممكن است اوضاع شما بدتر شود) شايد طول درمان كوتاه باشد 6-7 ماه اينور و آنور فرقي نمي كند.
راستش را بخواهي دلم براي شوهرت مي سوزد من كه اصلا نمي توانم آدمي كه بهم گير مي دهد را تحمل كنم (البته ببخشيدهاااااااااااااا)








علاقه مندی ها (Bookmarks)