[color=#000000]
من اگه جای شما بودم مثل بعضی از دوستان که گفتن تو اون محیط نمون بی برو برگرد از کارم استعفا
میدادم و حتی یک لحظه هم دیگه نمیخواستم با اون ادم چشم تو چشم شم،با این توصیفاتی
که شما از ایشون کردی،این ادم از اووون ادماست،منکه از پشت مونیتور کاملا حس بدی
نسبت بهش پیدا کردم.
شایانا جان اگه نازنین بخواد فرار کنه که تا آخر عمر کاریش باید از این اداره به اون اداره بره. همه جا از این آدمها پیدا می شن. راه حلش هم این نیست که نازنین کارش را ول کنه.
اگه امکان انتقالش باشه، بله.
ولی این که استعفا بده بره بشینه تو خونه تا ببینه چی می شه، راه حل درستی نیست. چیکار کرده که باید فرار کنه؟
احتمالا قیافه ی خوشگلی داری(بنا به تجربه خودم میگم و خودت هم میدونی،بعضی اوقات خوشگلی واقعا دردسرسازه)پس نازنین جان تا میتونی سعی کن پوشیده تر باشی،در عین حفظ ادب و احترام کاملا جدی و مغرور باش با اقایون(دیدم که گاهی اوقات خندیدن باعث میشه روی بعضی پسرا باز شه)بذار بگن نازنین چقدر امل و بیکلاسه،چقدر خشک و غدهستش(نمیدونم املاشو درست نوشتم یا نه)بهتر از اینه که یه نفر فکر کنه تو از اون دخترایی هستی که میتونه رو سرویس دریافت کردن از تو حساب ویژه ای باز کنه!
این جور آدمها به قیافه کاری ندارند. به احتمال موفق بودنشون فکر می کنند. اگر احساس کنند موفق می شن جلو می آن. اگر حس کنه دختر کم جراتی هستی یا ساده ای یا ...
نازنین جان یک احتمال کوچولو هم هست که از قضیه به هم خوردن نامزدی خبر داره و داره تیری در تاریکی می ندازه. می گه شاید ناراحتی و ... و می تونه با محبت خامت کنه.
اما تو که گول نمی خوری. حواست هست
.
علاقه مندی ها (Bookmarks)