ممنون از پاسخت . اما اون هیچ وقت از من انتظار چیزی نداشت برعکس همیشه اون بود که به من محبت میکرد و این من بودم که همیشه ازش توقع داشتم!
منظور اون از این حرف این بود که همیشه ازدواج با کسی که تو دوسش داری خوشبختت نمیکنه و ممکنه انقد اذیت شی که علاقت از بین بره اما اگر طرف مقابل تورو دوست داشته باشه انقد بهت محبت میکنه که تو هم بتونی دوسش داشته باشی.
البته همیشه خدارو شکر میکنم که کمکم کرد که بیش از این آلوده به گناه نشم اما خیلی غیر ارادی وقتی اسمشون رو میشنوم حسرت میخورم هرچند خیلی سریع سرکوبش میکنم اما تو همون چند لحظه اثر بدی روم میذاره و دنبال راهی هستم که با شنیدن اسمش حسرت به سراغم نیاد که من بخام سرکوبش کنم چون حتی تو همون 10 قیقه خیلی اذیت میشم
اما گاهی هم فکر میکنم اگر یکم تحمل میکردم و باهاش مونده بودم الان من جای اون دختر بودم و چقدر خوشبخت میشدم در کنار مردی که دوسش دارم و همینه که آزارم میده چون فکر میکنم خیلی راحت مِیدون رو واسه رقیب خالی کردم و اون از فرصت استفاده کرد کاش ترکش نمیکردم . اون بهم میگفت تو خیلی بد موقع منو تنها گذاشتی و با این کارت خیلی بهم صدمه زدی میگفت هرکی منو میدید میگفت چته . میگفت افسرده شده بودم ....









علاقه مندی ها (Bookmarks)