به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 30

موضوع: درس عبرت!

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 اردیبهشت 91 [ 02:44]
    تاریخ عضویت
    1391-1-05
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    828
    سطح
    15
    Points: 828, Level: 15
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    30

    تشکرشده 30 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درس عبرت!

    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam123

    خودت رو جمع و جور کن.نمیدونم این قسمت اخر اتفاقاتی که گفتی کی افتاده و کی این ماجرا تموم شده
    مریم جان این قسمت از اتفاقات از 12 بهمن تا 19 اسفند سال 90 بوده! همه چیز در عرض

    یه ماه برای من خراب شد!البته برای اونا ظاهرن زودتر از اینا بوده!
    کنار اومدن باهاش خیلی سخته...خیلی سخت! یا اینکه میدونم لیاقتمو نداشته و واقعا اون شکست خورده که منو از دس داده،

    ولی بازم خیلی درد داره که آدم شب عیدی با دل شکسته بشینه زار بزنه ، ولی مسببش خوش و خرم

    عیدشو سپری کنه...! خیانت خیلی درد داره خیلی

    نقل قول نوشته اصلی توسط چشمک

    به هرحال نظر خانواده ها هم در انتخاب عروس و دامادها موثر است چون هرخانواده ایی خوشبختی را در چیز دیگری می بیند شاید مادر او نظرش این بوده که پسرش با شما خوشبخت نمی شود و بالاخره این تاثیر را هم روی پسرش داشته و چون شما با هم ازدواج نکرده بودید راحتتر توانست نظر پسرش راعوض کند شاید من کار مادرش را تایید نکنم چون اصلا به عواطف و احساسات شما هیچ توجهی نکرده ولی اینطور که متوجه شدم فکر کنم مادرش از قبل هم زیاد راضی به این وصلت نبوده و شاید هم به پسرش این گوشزد را کرده بوده که هیچوقت شما را به عنوان عروس انتخاب نمی کند و شاید پسرش بیشترین تقصیر را داشته که اگر قرار بود طبق انتخاب مادر باشد چرا رابطه را با شما دنبال کرد!!!!
    مادرش این دختر رو از همون ابتدای رابطمون به پسرش معرفی کرده بود ، منم اون اوایل بهش

    گفتم برو خواستگاریش اگه خوبه ازدواج کن باهاش! چون اگه اون موقع دلش با من نبود و میرف

    من حداقل آسیب رو میدیدم!
    اینطور که خودش گفت مامانش با رضایت کامل برای خواستگاری من تماس گرفته و حتی استخاره کرده بود که خیلی خوب اومده بوده! ولی اونطوری که مادرش با مامانم صحبت کرد انگار که بزور زنگ زده باشه!
    مادر من گف مشاورتونو برید ، حتی برای خواستگاری هم آماده بود ؛ فقط به مامانش بخاطر

    کنکور ارشد من و ازدواج خواهرم گف که بذارید بعد اینا صحبت کنیم...!
    بشدت مطمئنم که مادرش رابطمونو خراب کرد... !

  2. 2 کاربر از پست مفید sefidestaar تشکرکرده اند .

    sefidestaar (یکشنبه 06 فروردین 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.