سلام بچه ها.خیلی وقت بود میخواستم برگردم اینجا و تجربیاتمو اینجا بزارم من همونم که این سوالو چند سال پیش وقتی میخواست تصمیم بگیره مطرح کرد....
من کورکورانه تصمیم خودمو گرفتم و حالا من یه دختر طلاق گرفته......میدونین دقیقا چند روز مونده به عروسیمون نامزدیمو بهم زدم.درسته اولش اشتباه تصمیم گرفته بودم نباید بله رو میدادم اما ادامه اون زندگی و رفتن زیر یک سقف با اون آقا برای من معنی نابودی کاملو داشت..اون پسر از لحاظ فکری در حد یه بچه 10 ساله بود...نه بیشتر!!!!!!کسی که حتی کوچکترین حرفیو نمیتونست تو دهنش نگه داره و همش تو دهن کل فامیلشون بود...متاسفانه اون عادت کرده بود که براش تصمیم بگیرن حتی فامیلای دورشم واسه زندگی ما تعیین تکلیف میکردن..من تنها کسی بودم که بهش شخصیت داده بودمو ازش نظر میخواستم اما متاسفانه اون یادگرفته بود که توسری بخوره نه اینکه مرد زندگی خودش باشه...اط هر لحاظ من باید یه بچه 10 ساله رو بزرگ میکردم!!!!!خدارو شکر میکنم که دیگه مجبور نیستم تحملش کنم...خداروشکر که کمکم کرد همه چیو تموم کنم...خدارو شکررررررر







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)