با سلام
از همه دوستان عزیز تشکر میکنم، خیلی از نظرات و پیشنهادهای شما استفاده کردم، ممنونم
چند نکته رو هم لازم میدونم که بگم:
اول اینکه من یک خواهر کوچک داشتم که تو سن 2 سالگی و قبل از به دنیا اومدن من فوت کرده، بیشتر که فکر میکنم شاید عدم وجود دختر تو خونه ما باعث خیلی از تفکرات و ذهنیات غلط من باشه
چون من خواهر نداشتم و همونطور که گفتم تا به حال با هیچ دختری رابطه نداشتم، حتی یک رابطه خیلی ساده
و هرجا هم که مهمونی رفتیم و یا مهمون به خونمون اومده مسلما دخترها به خودشون رسیده بودن و چیزی رو نشون نمیدادن
و یک سوال هم دارم که دوستان متأهل بیشتر میتونن کمکم کنن، راستش من الآن همسرم و زندگیم رو از دریچه سکس دارم نگاه میکنم و شاید به نکات دیگه توجه نداشته باشم، خداییش سکس چقدر تو زندگی نقش ایفا میکنه؟ آیا اولش همه اینطوری هستند که این مسائل بیش از حد براشون مهم باشه؟
بعدش من نمیتونم اون خانوم رو طلاق بدم، چون خیلی معصومه، خیلی پاکه، تا قبل از عقد اصلا آرایش نکرده بود، با هیچ پسری رابطه نداشته، حتی از سکس هم چیزی نمیدونست، حتی یک فیلم سکسی تو عمرش ندیده، چیزی که تو دخترهای امروزی به ندرت پیش میاد.
بعدش هم خیلی دختر نجیب و فهمیده ای هست، حتی وقتی با مادرش قصد بیرون رفتن داره از من اجازه میگیره، یه جورایی خیلی مطیع شوهره و خیلی به من احترام میذاره
البته ایشون تحصیلات دانشگاهی هم داره و فوق لبسانسش رو یک سال پیش تموم کرده
راستش رو بخواید این خصوصیات رو هم بعد از عقد متوجه شدم، یعنی بعد از عقد هم متوجه خصوصیات خوبش شدم و هم اونا که گفتم
فقط من میخوام بدونم که این چیزها عادیه؟ آیا دیگران هم این ذهنیات به سراغشون میاد یا نه فقط من دگیرش شدم؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)