من هم متاثر و ناراحت شدم از این قضیه .
ولی برادر شما در دوران حساسی به سر می برد که شرایط سختی را می طلبد ...
و چون این مساله را نتوانسته حلاجی کنه به دنبال ایرادها و دلایلی می باشد تا برایش تسکین شود ...
ولی بهتر این است که برادرتان مرگ همسرش را بپذیرد چون هر کسی یه سرنوشتی داره و تقدیر زندگیه برادرتون هم با همسرش به همینجا تمام می شد......
بهتر است از یک مشاور برای برادرتون کمک بگیرید و او را راضی کنید تا جلسات مشاوره را برود چون اینطوری هم می تونه خودش رو از این عذاب وجدانی که گرفته راحت کنه و هم اینکه می تونه مرگ همسرش رو بپذیره..
برای برادرتان و شما از خداوند صبر می خواهم.![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)