با سلام و درود به شما عزیزان که دلسوزانه برام نوشتید
ببینید من هم دارای نقاط منفی هستم و تو زندگیم اشتباه کردم و هم دارای نکات مثبت و اونم همینطور هیچکی که کامل نیست من منظورم از تنبلی این نبود که ایشون کار نمیکنند من گفتم که شغل ایشون ازاد و زحمت زیادی داره ولی احساس میکنم که یه کم کم کاری کردن دلیلش رو هم که پرسیدم گفتن تو این دوسال بخاطر فکر بخاطر زندگی قبلیم و تجزیه و تحلیل زندگیم که چرا به اینجا کشید و ناراحتی بخاطر طلاقم و نیز مشغله بخاطر دخترم خب تو سن حساسیه و احتیاج به مراقبت بیشتری داره نتونستم زیاد کار کنم و واقعیتش الان هم قصد ازدواج نداشتم برنامم برا یکی دو سال دیگه بود ولی وقتی با شما آشنا شدم از شما و خونوادتون خوشم اومدم و به شما علاقمند شدم و تصمیم گرفتم که ازدواج کنم .
من خودم آدم بلند پروازیم و تقریبا محبت کردنو تو خرج کردن و بیرون رفتن و ... میدونم و مسائل مالی برام خیلی مهمه مثلا دوست دارم برا عقد برام هیچی کم نزاره و برام همه چی بخره ولی خب باید توانایی این آقا رو در نظر داشت که ایشون یه شکست داشته و یه کم مهریه داده و خانمش جهیزیشو برده و ....و شاید الان نتونه برام اونطوری که دوست دارم خرج کنه الانم که هکه چی گرونه و هزینه ها بالاست.
دخترش قرار نیست با ما زندگی کنه این تصمیمو بر اساس رفتارای دخترش خودش گرفت و من هیچ دخالتی نکردم گفتم بذار خودش به این نتیجه برسه که خودش و خانوادش متوجه شدن و تصمییم گرفتن درسته که اونجا زندگی کردن دخترش به معنای پایان مشکلاتش نیست و اون همچنان پدرشه ولی حداقل آسیبی که به من میرسه کمتره.
ایشون ولی نقاط مثبت خوبی هم دارن که شاید تو مردای دیگه کمتر باشه مثل داشتن یه خونواده ی خوب و فرهنگی - داشتن رابطه ی صمیمانهو مهربانه با خواهر و برادراش - کم حرف بودن - مودب بودن - صادق بودنش - احترام به نظر دیگران - تمیز و مرتب بودن - داشتن اطلاعات عمومی با اینکه دیپلم هستند - روشنفکر بودن ذهنش نسبت به خیلی از چیزا بسته نیست - اهل کار هستند - اهل دعوا و جر وبحث نیستند - آدم آرومیه -بیخودی مغرور نیستن آدم آفتاده ای هستن -از لحاظ سنی به هم میخوریم-برای زن ارزش قائلند (تو رفتار با مادر و خواهراش دیدم) اهل کمک به دیگران هست - بد دهن و دست بزن ندارن - از دخترش خودش نگهداری میکنه و نسبت بهش احساس مسئولیت میکنه - مسئولیت پذیره - اهل تعصب بازی نیستن - با روحیات و احساست زن آشنا هستن - نه اون خیلی مذهبی و نه من -آدم مال دوستی نیست و میگه چیزی هم ازت نمیخوام من تو رو بخاطر خودت دوست دارم- به من گفت اگه دوست داری میتونی دخترت رو هم بیاری پیش خودت- از لحاظ مالی غیر نقدی وضعش خوبه - خونواده دوسته و برای از هم پاشیده شدن خونوادش ناراحته - من اینایی رو که میگم خودم تو موقعیتاش با چشمام دیدم
نکات منفیش هم که قبلا اعتیاد داشته ولی 8 ساله ترک کرده -دخترش با ازدواج پدرش مخالفه - یه کم تو این زمونه احساس میکنم نمیتونه از لحاظ مالی برام سنگ تموم بذاره - هنوز خانمش با خونوادش در ارتباطه - مذهبمون با هم فرق میکنه (من گفتم که ما تو منطقه ای هستیم که این چیزا حل شدست هم تو خونواده ی اونا و هم ما هم اهل تسنن وارد شده و هم اهل تشیع و خودشم آدم مذهبی نیست مثل خودمه چون برای اون منطقه فرق نمیکنه که با چه مذهبی ازدواج میکنن اهل تسنن میره سراغ اهل تشیع و بر عکس و اگه من بخوام به امید یکی بمونم که اهل تسنن باشه ممکنه همش اهل تشیع باشن که تا به حال هرچی داشتم اهل تشیع بوده!) از خانمش جدا شده و دلیل جدایی خانمش اختلاف سنی زیاد و مغرور بودن به جوونیش عنوان شده که باعث اختلاف بینشون شده خب من و همسر سابقمم با هم دعوا میکردیم و عصبانی میشدم تو دعوا خب دو نفر مقصرند و گاهی یه نفر بیشتر تقصیر داره - احساس میکنم که اگه عصبانی بشه بد عصبانی میشه - از هیچی ترس نداره ممکنه گاهی ریسک کنه مثلا تو موقعیت مالی یا رفتن به جایی یا .... احساس میکنم هنوزم از هم پاشیده شدن زندگیشون ناراحته
من الان دو ماهه که با ایشون آشنا هستم و تلفنی در تماسیم و 15 روز هم که مرخصی داشتم با خودش و خونوادش و دخترش رفت و آمد کردم ولی با همه ی اینها خودش با نقطه ضعفاش هیچ اصراری به قبول کردن پیشنهاد ازدواج نداره میگه با اینکه خیلی دوست دارم ولی هر تصمیمی که بگیری برام محترمه خوب فکر کن خب منم مثل همه ی آدما هم مقاط مثبت دارم و هم نقاط منفی تو یا میتونی با نقاط منفیم کنار بیای و با هم زندگی کنیم و یا نمیتونیم و ردم میکنی ولی اگه بخوای میتونیم با هم در کنار هم برای همدیگه مکمل باشیم و سعی کنیم که زندگی خوبی بسازیم شاید یکی دو سال اول زندگی یه کم مشکلات داشته باشیم ولی سعی میکنیم که حلش کنیم باور کنید خیلی اهل صحبت نیست بیشتر سکوت میکنه میگه خودت باید منو بشناسی من بهت هر چی هم که بگم خودت باید به این باور برسی که میتونی با من زندگی کنی یا نه من به زور ازش حرف میکشم.هر چی که خودش کفته با حرفای خونوادش و حرفهای دیگران با هم همخوانی داشت.و خودشم میگه اگه میخوای شماره ی خانمم رو بدم مستقیم باهاش صحبت کن در این مورد مخالفتی نداره .
ولی با همه اینا فکر میکنم که ارزششو داشته باشه که باهاش بیشتر آشنا شم ببینم حرفایی که زده راسته یا نه و نکات منفیش بیشتر از اینا نیست نظر شما هم برام خیلی مهمه و دوست دارم برام بنویسید.