سلام از همه تون ممنونم
تلنگره بزرگی بود..بغض تو گلومه..برای اولین کار یاهو رو uninstallکردم.وقتی داشت پاک می شد صلوات فرستادمو گریه می کردم...
اما باید به فکر درمان قطعی باشم..
احساس می کنم کلا انرژیم زیاده ..یه مدت ویلن می زدم و خیلی تخلیه می شدم حالا یکی دو ماهه قطعش کردم..نمازم رو کاهل ام..مشکلی ندارما .. منتها همش تنبلی می کنم و قضا می شه...من گاهی اوقات بوده که زیارت عاشورا و نماز شبم قطع نمی شده حالا هم پشت سر هم قضا..
اما این احساس که می خوام دلم هرررری بریزه
این حسی که انگار رابطه پنهانی بهم می ده رو هم باید ریشه کن یا درمان کنم..
میدونین رابطه پنهانی نداشتم هیچ بارواقعی..
اما اینم یه شیطونه..می دونم اما میخوام بدونم این احساس اشتباه رو چه کنم
میدونین با همسرم اوقات خوشی رو دارم..او میگه که هنوز من مثل روز اولم براش..تازگی دارم از همه لحاظ...
اماحس من اینطوری نیست..میدونین خیلی برام ارزش قائله به فکر همه نیازام هست..وقتی ناراحتم تو یه ثانیه غممو از نگام می فهمه اما من نمی دونم چرا اینطوریم..عشقمو بهش دارما..تو قلبم برام مقدسه با ارزش ترین چیزه ..اما ازون طرف غلطای زیادی هم می کنم...
شایدبه خاطر اینه که من از اضافه وزنش ناراحتم..دوست دارم هیکلش ورزشکاری باشه..میدونین درشت و خوش اندام هست یعنی مایه شو داره اما هی رژیم می گیره هی ول می کنه..نمی دونم یعنی به این خاطر تحریکم نمی کنه..
من از همه چیش راضی ام تنها مورد همینه...عین پسرای هیز به مردای مردم نگاه می کنم البته نه با شدتی که گفتما.. وقتی آدم تر بودم از قصد چشممو برمی داشتم..اما حالا نه...
ازون احساسه بیشتر برام بگین اون قلقلکه..این که دلت هررری بریزه...این که این احساسو می خوام داشته باشم بده؟یا اینکه با همسرم ندارم بده؟اصلا میشه ادم با همسر قانونیش این احساسو داشته باشه؟یا حتما باید یه چیز یواشکی باشه..
منتظر سوالاتون هستم..میدونین درد من رفاه زدگیه.. مامانم بهم گفت..
من چت رو کنار گذاشتم..با removeکردن یاهو
اینکه گفتم جوابمو ندادین به خاطر این مطلب بالا بود موناجون ..









علاقه مندی ها (Bookmarks)