به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 67

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 01 تیر 97 [ 15:49]
    تاریخ عضویت
    1390-2-11
    نوشته ها
    1,002
    امتیاز
    17,617
    سطح
    84
    Points: 17,617, Level: 84
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 233
    Overall activity: 18.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    3,189

    تشکرشده 3,297 در 818 پست

    Rep Power
    116
    Array

    RE: انتظارم از شوهرم این نبود

    سلام از همتون ممنون.
    دیشب قبل از اینکه نظراتو بخونم تقریبا بعد از آخرین پست نتونستم طاقت بیارم.نمی دونم دعوام می کنید یا نه.
    اما اونطور که اول قصد داشتم مستقیم بگم بهش نگفتم.و البته راهنمائی هایی که قبلا کرده بودید تاثیر گذاشت ولی واقعا نمی تونستم.
    همون طور که گفتم با یکی از آیدی هاش داشت به یه دختره کمک می کرد که منم با خبر کرده بود من یه وبلاگ تو هیستوری پیدا کردم که فهمیدم مال اون دخترس.وقتی اومد پیشم من مثلا به طور اتفاقی رفتم تو اون وبلاگ و چون دختره اسم همسرمو جز نویسنده ها گذاشته بود وانمود کردم تازه دیدم و ازش توضیح خواستم.بعد قول داد دیگه بهش کمک نکنه.بعد من راجع به چت پرسیدم و نظر دادم اونم گفت اون آیدیشو بی خیال می شه و ...
    تا به جائی رسید که یاهو مسنجرشو در اختیارم گذاشت گفت آشنا شو با محیطش.من خیلی تعجب کردم چون اون مسنجری که باهاش چت غیر اخلاقی داشت بود.حتی خودش هم کنارم نموند گفتم یعنی یادش نیست چی توش داره زود رفتم سر چتهاش و کمی لفت دادم بعد با تعجب و ناراحتی گفتم اینا دیگه چیه؟....
    اول گفت نمی دونم ولی بعد .........
    ازم خواست اصلا راجع بش نپرسم.منم گفتم بذار زمینه شو ایجاد کنم ازین حالت بیاد بیرون گفتم برای مجردیته مگه نه اونم که دروغ بلد نیست بدون اینکه نگام کنه گفت نه.سرشو گذاشت رو پام گفت رایحه ببخشید.منم گفتم اونی که باید ببخشه من نیستم گفت خوب تو ببخش گفتم اونی که باید ببخشه می بخشه من کی باشم که نبخشم گفت تو بگو
    منم گفتم بخشیدم.هر چی خواستم راجع بش حرف بزنم نذاشت منم گفتم حداقل یه چیزو بگو از کنجکاوی بود یا عادت گفت وسوسه و کنجکاوی.
    شاید باز بیاید دعوام کنید. من ازونائی نیستم که به راهنمائی ها ادامه ندم من واقعا ندیده بودم نظراتونو البته حدس می زدم بیاین این طور بگید ولی در این مورد خاص همسرم ازون آدمائی که نیاز داره به تلنگر تا از خواب غفلت پاشه.البته هنوز مطمئن نیسم کار درست کرده باشم.


    یکی بگه چرا حتی یه هزارم هم از علاقم کم نشده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چرا چرا نسبت بهش بی اعتماد نشدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
    چرا واقعا چرا؟؟؟؟از حماقتمه؟؟؟؟؟
    من هنوز هم عاشق همسرم هستم و بهش اعتماد دارم.



    آقای sci می خوام ریشه یابی کنم.حق با شماست
    بچه ها خیلی دوستون دارم.و ببخشید دیر اومدم و نگرانتون کردم

  2. 6 کاربر از پست مفید رایحه عشق تشکرکرده اند .

    رایحه عشق (دوشنبه 14 فروردین 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.