به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 تیر 95 [ 16:53]
    تاریخ عضویت
    1390-8-28
    نوشته ها
    744
    امتیاز
    8,604
    سطح
    62
    Points: 8,604, Level: 62
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,594

    تشکرشده 1,946 در 612 پست

    Rep Power
    90
    Array

    RE: دوستمو به خاطر ازدواجم از دست دادم

    دوست واژه ای که من خیلی کم تجربش کردم

    منم دوستی داشتم که 6 سال با هم دوست بودیم یه دوستی همه جوره و کاملا عمیق(البته من کلا آدمی نبودم که جزییات و ریز زندگیمو به دوستم بگم و اونم همین طور) اما دوست کاملا صمیمی هم بودیم !!!یعنی گاهی از 6 صبح تا 12 شب با هم بودیم کلاس و تفریح و خرید و اینور و اونور...همیشه و همه جا با ه بودیم همه تصمیماتو با هم میگرفتیم ...

    بعد 6 سال 6 ماه از دوستم خبری نبود نه جواب تلفن میداد و نه حتی بم زنگ میزد منم کلا آدم چسبی نبودم بعد یه مدت دیگه منم بی خیال شدم اما داغون شدم و کاملا آسیب دیدم ... و متاسفانه تو موقعیتی بودم که تو یه دوره ای تنها بودم و واقعا نابود شدم ...نابود...طوری که دیگه به هیچ دختری نزدیک نشدم و همیشه حس میکردم دخترا بی وفا هستن و در حال حاضر هیچ دوست دختری ندارم

    بعد 6 ماه دوستم زنگ زد و گفت ازدواج کرده و اون همیشه منو دوست خودش میدونست و همه چیزو برام تعریف میکرد اما یهو گفت عقد کردم و اینا و .. منم فقط تبریک گفتم و براش آرزوی خوشبختی کردم...اما دیگه نه بش زنگ زدم و نه تونستم باش دوست بمونم چون تو بهترین رزهای زندگیش منو دوست خودش ندونست و الان اومده بود سراغم به خاطر خودش...


    و اما دوستم دو سال بعد بم زنگ زد و ازم حلالیت طلبید!!! ( و گفت زندگیش کاملا نابود شده و جدا شده از نامزدش)و من کاملا متعجب بودم چون اصلا ازش دلگیر نبودم و اونو باعث اتفاقاتی که افتاد نمیدونستم اما وقتی زنگ زد عذر خواهی کرد فهمیدم انگار خودشم نمیخواسته ازم فاصله بگیره و شرایط مجبورش کرده رابطه ما باز هم نزدیک شد اما هرگز مثل قبل نشد و خوب دیگه خانوادمم خوششون نمیومد من با اون رفت و آمد کنم به دلایلی. من با اینکه از دستش آزرده بودم و یه مدت اصلا جوابشو نداده بودم باز خیلی سعی کردم کمکش کنم چون کاملا افسرده بود و همش تو صداش بغض بود اما هیچ وقت نجات پیدا نکرد و خودشم زیاد دیگه اهل روابط نبود

    الان فقط تولد همو بهم تبریک میگیم و به یاد هم و خاطراتمون باشیم... همین

    اگه بتونی رابطتو باش حفظ کنی خیلی خوبه اما اگه اون نمیخواد رهاش کن مطمئن باش روزی خودش به رابطه برمیگرده چون رابطه دوستی واقعا عمیقه البته تو هم در نظر بگیر که آیا واقعا دوست میدونیش یا برای خودت میخوایش؟؟


  2. 2 کاربر از پست مفید جوانه؟؟؟ تشکرکرده اند .

    جوانه؟؟؟ (چهارشنبه 16 فروردین 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 07 فروردین 93, 19:47
  2. پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: پنجشنبه 28 آذر 92, 19:33
  3. خواستگارم، فرد مورد علاقه دوستم هست
    توسط 3096448 در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: شنبه 06 آبان 91, 09:59
  4. دوستم افسرده و تنهاست.چطور بهش کمک کنم
    توسط banafsheh در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 12 آذر 90, 23:32
  5. +سلام من مدت 6 سال است که با آقایی دوستم........
    توسط moslas در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: یکشنبه 13 بهمن 87, 04:28

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.